آفتاب مهر پایگاه اطلاع رسانی گروه فرهنگی آفتاب مهر با زمینه کاری مذهب و با محوریت مهدویت tag:http://aftabemehr.mihanblog.com 2020-02-24T02:44:33+01:00 mihanblog.com زیباترین ترانه شرقی 2019-11-22T18:58:43+01:00 2019-11-22T18:58:43+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/430 احسان محمدعلی زیباترین ترانه شرقی یاد تو بر دلم شولای سبز رنگ تَسَلاست وقتی به درد و داغ سر را نهاده بر سر زانو رنج مذاب می چکد از دیده تَرَم نامت بلند باد که با یادت هم می توان هزار شب بی ستاره را تا رجعت سپیده صادق به سر برم زیباترین ترانه شرقی موعود نسلهای پریشان ای آخرین ذخیره دادار ای یار! من خسته ام! در ژرفنای این شب قطبی شکسته ام ما من بخوان حدیث گل سرو و لاله را آیا نهایتی است شب بی ستاره را؟   زیباترین ترانه شرقی

یاد تو بر دلم شولای سبز رنگ تَسَلاست

وقتی به درد و داغ سر را نهاده بر سر زانو

رنج مذاب می چکد از دیده تَرَم

نامت بلند باد که با یادت

هم می توان هزار شب بی ستاره را

تا رجعت سپیده صادق به سر برم

زیباترین ترانه شرقی

موعود نسلهای پریشان

ای آخرین ذخیره دادار

ای یار! من خسته ام!

در ژرفنای این شب قطبی شکسته ام

ما من بخوان حدیث گل سرو و لاله را

آیا نهایتی است شب بی ستاره را؟

 

]]>
زمان جوان شود و رنگ بوستان گیرد 2019-11-15T05:11:49+01:00 2019-11-15T05:11:49+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/431 احسان محمدعلی زمان جوان شود و رنگ بوستان گیرد دمی که ساعد سلطان ما جهان گیرد ز فر شوکت او هر چه بر زمین بینی نشان ز رفعت جاوید آسمان گیرد ز دست سوخته صدها هزار لاله سرخ سراغ خانه سر سبز باغبان گیرد به سوخت دلکش قمری مست در دل باغ نسیم، دست گل و یاس و ارمغان گیرد امیر دولت گُل می کُشد زمستان را تقاص پیکر مجروح ناروان گیرد چه دودها که بر انگیزد او ز دوده کفر گر آن شرار پری رنگ جان ستان گیرد قضا به قبضه شمشیر او زند بوسه که عدل مرده ز برقش دوباره جان گیرد به رغم ارهمنان، زمان جوان شود و رنگ بوستان گیرد

دمی که ساعد سلطان ما جهان گیرد

ز فر شوکت او هر چه بر زمین بینی

نشان ز رفعت جاوید آسمان گیرد

ز دست سوخته صدها هزار لاله سرخ

سراغ خانه سر سبز باغبان گیرد

به سوخت دلکش قمری مست در دل باغ

نسیم، دست گل و یاس و ارمغان گیرد

امیر دولت گُل می کُشد زمستان را

تقاص پیکر مجروح ناروان گیرد

چه دودها که بر انگیزد او ز دوده کفر

گر آن شرار پری رنگ جان ستان گیرد

قضا به قبضه شمشیر او زند بوسه

که عدل مرده ز برقش دوباره جان گیرد

به رغم ارهمنان، خاتم قبیله نور

ز طوف کعبه کران تا به بیکران گیرد

]]>
تصور کن ! 2019-10-28T12:35:24+01:00 2019-10-28T12:35:24+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/436 احسان محمدعلی تصور کن شب است و باز غم داری / خیال راه رفتن در حرم داری برای اینکه با دل هم قدم باشی / میایی تا اذان صبح آن شب در حرم باشی تصور کن ببینی رفت و آمد نیست / دگر باب الجواد و صحن و گنبد نیست دگر تعداد زائر بیش از حد نیست / ضریح نقره ای هم دور مرقد نیست حرم را فرض کن بی صحن گوهرشاد یک لحظه / بدون آب سقاخانه و بی پنجره فولاد یک لحظه تصور کن شبستانی نمی بینی / رواق و صحن و ایوانی نمی بینی / کنار در شبیه قبل دربانی نمی بینی حرم لبریز زائر نیست / مسافر یا مجاور نیست / دگر دور تصور کن شب است و باز غم داری / خیال راه رفتن در حرم داری

برای اینکه با دل هم قدم باشی / میایی تا اذان صبح آن شب در حرم باشی

تصور کن ببینی رفت و آمد نیست / دگر باب الجواد و صحن و گنبد نیست

دگر تعداد زائر بیش از حد نیست / ضریح نقره ای هم دور مرقد نیست

حرم را فرض کن بی صحن گوهرشاد یک لحظه / بدون آب سقاخانه و بی پنجره فولاد یک لحظه

تصور کن شبستانی نمی بینی / رواق و صحن و ایوانی نمی بینی / کنار در شبیه قبل دربانی نمی بینی

حرم لبریز زائر نیست / مسافر یا مجاور نیست / دگر دور و برش سینه زن و مداح و شاعر نیست

عَلَم ممنوع! ورود دسته هم ممنوع/

صدای نوحه و سینه زنی و ذکر و دم ممنوع/محرم پرچم مشکی زدن دور حرم ممنوع!

نباید فاطمیه پیراهن مشکی تنت باشد! نباید شال ماتم گردنت باشد

نباید از در و دیوار صحبت کرد/ نباید لحظه ای درمورد مسمار صحبت کرد

نباید از طناب دور گردن گفت/ نباید از چهل تن گفت/ نباید از زمین افتادن زن گفت

نباید از دوتا شش ماهه اینجا گفت / نباید از رباب و از دل زخمی زهرا(س) گفت

نباید گفت میخ در همان تیر سه پر شد بعد/ نباید گفت مادر دربدر شد بعد/ نباید گفت آبی خورد و شیرش بیشتر بعد

نباید جمله ای از کاروان و از ربابش گفت / نباید از نشستن زیر نور آفتابش گفت / نباید از مسیر شام و از بزم شرابش گفت

تصور کن!

مدینه در تمام سال اینطوری است / به روی قبرهایش سایه‌بان هم نیست

فقط یک گریه کن دارد/ که آن مهدی (عج) است...

علی زمانیان

 

 

]]>
سلسله مسابقات کتابخوانی پاییز 98 2019-10-23T18:46:57+01:00 2019-10-23T18:46:57+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/429 احسان محمدعلی سلسله مسابقات کتابخوانی پاییز 98 سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی به مناسبت آغاز فصل پاییز سال 98 بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد. منابع برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از: *عاشورا مکتب انتظار *نقش ائمه در احیای دین - جلد 15 *صادقانه‌ترین فریاد: پژوهشی پیرامون حدیث شریف منزلت *پیراهن کبود *رسم شیدایی *مردان و رجزهایشان *برگزیدگان، سیری کوتاه در زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام *گزارش لحظه به ل سلسله مسابقات کتابخوانی پاییز 98

سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی به مناسبت آغاز فصل پاییز سال 98 بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

منابع برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

*عاشورا مکتب انتظار

*نقش ائمه در احیای دین - جلد 15

*صادقانه‌ترین فریاد: پژوهشی پیرامون حدیث شریف منزلت

*پیراهن کبود

*رسم شیدایی

*مردان و رجزهایشان

*برگزیدگان، سیری کوتاه در زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

*گزارش لحظه به لحظه از شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

شروع مسابقه: 98/7/1

پایان مهلت ارسال پاسخها: 98/9/30

اعلام برندگان: 98/10/1

 

جوایز :

 4  کمک هزینه سفر به مشهد مقدس

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی

 به آدرس ketabkhani.com  مراجعه نمایید

 

]]>
باور 2019-07-15T01:35:49+01:00 2019-07-15T01:35:49+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/432 احسان محمدعلی گفتند که می آیی! این باورمان گشت، باوری از سر یقین! دیر یا زودش ما را متزلزل نمی کند که وعده خدا را حتمی می دانیم.  باشیم یا نباشیم او می آید! با کوله بار انبیا بر دوش، رسالت الهی همراه، عصای قدرت در دست و قلبی مهربان در سینه... تو می آیی از دورها، از آن سوی مرز زمان، چو خورشید بر اسب نور، چو مهمانی از کهکشان... می آیی که قلب مرا پر از بوی نرگس کنی و در صحن آلاله ها مرا دشتی از حس کنی... اگر تو نیایی کسی به باران نخواهد رسید و افسانه انتظار به پایان نخوا گفتند که می آیی!

این باورمان گشت، باوری از سر یقین!

دیر یا زودش ما را متزلزل نمی کند که وعده خدا را حتمی می دانیم. 

باشیم یا نباشیم او می آید!

با کوله بار انبیا بر دوش، رسالت الهی همراه، عصای قدرت در دست و قلبی مهربان در سینه...

تو می آیی از دورها، از آن سوی مرز زمان، چو خورشید بر اسب نور، چو مهمانی از کهکشان...

می آیی که قلب مرا پر از بوی نرگس کنی و در صحن آلاله ها مرا دشتی از حس کنی...

اگر تو نیایی کسی به باران نخواهد رسید

و افسانه انتظار به پایان نخواهد رسید

اگر تو نیایی کویر هم خاک داغ است و بس

درختان روی زمین، همه میله های قفس...

]]>
در شب قدر دلم با غزلی همدم شد 2019-05-23T19:21:54+01:00 2019-05-23T19:21:54+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/435 احسان محمدعلی در شب قدر دلم با غزلی همدم شد/بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد بیت‌هایم همه قرآن روی سر آوردند/چارده مرتبه، آنگاه دلم محرم شد ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم/بوسه می‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت/گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد بعد هم پشت همان پنجرۀ رویایی/چشم من محو ضریحی که نمی‌دیدم شد خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق/گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد گریه کردم،عطش آمد به سراغم، گفتم:/به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد آنقدر دور حرم سی در شب قدر دلم با غزلی همدم شد/بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد

بیت‌هایم همه قرآن روی سر آوردند/چارده مرتبه، آنگاه دلم محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم/بوسه می‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت/گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرۀ رویایی/چشم من محو ضریحی که نمی‌دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق/گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم،عطش آمد به سراغم، گفتم:/به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آنقدر دور حرم سینه زدم تا دیدم/کعبه شش گوشه شد، آنگاه دلم محرم شد

روی سجادۀ خود یاد لبت افتادم/تشنه‌ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد/از محمد(ص) به محمد(ع) که میسر هم شد

من مسلمان شدۀ مذهب چشمی هستم/که درآن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال‌ها پیر شدم در قفس آغوشت/شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من بس که خراسان رفته است/تار و پود غزلم جادۀ ابریشم شد

سال‌ها شعر غریبانه در ابیات خودش/خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم/برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت/یک قدم مانده به او کار جهان درهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت/آی برخیز ز جا، قافیه یا قائم(عج) شد

 

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

]]>
فضای این دل دیوانه... 2019-05-05T19:31:33+01:00 2019-05-05T19:31:33+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/428 احسان محمدعلی فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگسدلم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگسسزد ز غصه بمیرم من، ز درد و غربت و تنهاییهمیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی؟منم که زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیباییمنم فقیر ِ فقیرانم ، تو در نهایت داراییچه می شود بشود روزی، سراغ خیمه ی سبزِ توکه روزیم بشود روزی، طعام ِ خیمه ی سبز تودوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو واگشتهسرم به زیر و شکسته دل، دو دیده پر ز حیا گشتهز قطره قطره ی اشک ِ من، ببین که بوی تو می آیددو دست خسته و لرزانم، به سمت و سوی تو می آید

فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس

دلم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگس

سزد ز غصه بمیرم من، ز درد و غربت و تنهایی

همیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی؟

منم که زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیبایی

منم فقیر ِ فقیرانم ، تو در نهایت دارایی

چه می شود بشود روزی، سراغ خیمه ی سبزِ تو

که روزیم بشود روزی، طعام ِ خیمه ی سبز تو

دوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو واگشته

سرم به زیر و شکسته دل، دو دیده پر ز حیا گشته

ز قطره قطره ی اشک ِ من، ببین که بوی تو می آید

دو دست خسته و لرزانم، به سمت و سوی تو می آید

]]>
مژده یاران گل درآمد 2019-04-21T04:04:21+01:00 2019-04-21T04:04:21+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/434 احسان محمدعلی مژده یاران گل درآمد، عاشقان را رهبر آمد! روح و ریحان پیامبر، اوج عشق و باور آمد! سرزده از نو سپیده، مهر جان پرور رسیده تهنیت بر خسته حالان، مهدی زهرا رسیده در غم هجر جمالش کرده دلبر مبتلایش گه به دنبالش مدینه، گه نجف گه کربلایش هر کجایی رو نمودم، چهره ماهش ندیدم مردم از بس که فراقِ، روی زیبایش کشیدم ای گل باغ ولایت، یوسف زهرا کجایی؟ عاشقان در انتظارند، پس ز غیبت کی می آیی؟   آفتاب مهر فرارسیدن نیمه شعبان خجسته سالروز ولادت یگانه منجی دوران ح مژده یاران گل درآمد، عاشقان را رهبر آمد!

روح و ریحان پیامبر، اوج عشق و باور آمد!

سرزده از نو سپیده، مهر جان پرور رسیده

تهنیت بر خسته حالان، مهدی زهرا رسیده

در غم هجر جمالش کرده دلبر مبتلایش

گه به دنبالش مدینه، گه نجف گه کربلایش

هر کجایی رو نمودم، چهره ماهش ندیدم

مردم از بس که فراقِ، روی زیبایش کشیدم

ای گل باغ ولایت، یوسف زهرا کجایی؟

عاشقان در انتظارند، پس ز غیبت کی می آیی؟

 

آفتاب مهر فرارسیدن نیمه شعبان

خجسته سالروز ولادت یگانه منجی دوران

حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشزیف

را به تمام منتظرانش تبریک و تهنیت عرض می نمایند

]]>
نیایش 2019-04-07T05:51:37+01:00 2019-04-07T05:51:37+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/433 احسان محمدعلی در نماز منی، در نیایشم، قنوتم، سجده‌ام، آیت الکرسی‌ام، صلواتم... بی تو نیایش‌هایم کوتاه است، همچون کوتاهی ارزش و بهای خودم... اما وقتی در نیایش‌ها تو را یاد می‌کنم و فرج تو را فریاد می‌زنم، نیایش‌هایم اوج می‌گیرد، بالا و بالا می‌رود! ملکوت الهی را به تلاطم در می آورد و کوبه اجابت را می کوبد! که، این نیایشی است که نام ولی ما در آن است، بپذیریدش! شاید با پذیرش نیایشم که معطر به نام شماست، خودم را هم بپذیرند!   برگرفته از مجموعه صوتی «ستاره درخشان» در نماز منی، در نیایشم، قنوتم، سجدهام، آیت الکرسیام، صلواتم...

بی تو نیایشهایم کوتاه است، همچون کوتاهی ارزش و بهای خودم...

اما وقتی در نیایشها تو را یاد می‌کنم و فرج تو را فریاد می‌زنم،

نیایش‌هایم اوج می‌گیرد، بالا و بالا می‌رود!

ملکوت الهی را به تلاطم در می آورد و کوبه اجابت را می کوبد!

که، این نیایشی است که نام ولی ما در آن است، بپذیریدش!

شاید با پذیرش نیایشم که معطر به نام شماست، خودم را هم بپذیرند!

 

برگرفته از مجموعه صوتی «ستاره درخشان»

]]>
سلسله مسابقات کتابخوانی بهار98 2019-03-29T15:52:16+01:00 2019-03-29T15:52:16+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/426 احسان محمدعلی سلسله مسابقات کتابخوانی بهار98 سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی به مناسبت آغاز فصل بهار سال 98 بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد. منابع برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از: 1. انیس دلها            نوشته‌ی: دکتر نادر فضلی (تعداد کتابهای مسابقه به تدریج افزایش پیدا خواهد کرد)    شروع مسابقه: 98/1/1 پایان مهلت ارسال پاسخها: 98/3/30 اعل سلسله مسابقات کتابخوانی بهار98

سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی به مناسبت آغاز فصل بهار سال 98 بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

منابع برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

1. انیس دلها            نوشته‌ی: دکتر نادر فضلی

(تعداد کتابهای مسابقه به تدریج افزایش پیدا خواهد کرد) 

 

شروع مسابقه: 98/1/1

پایان مهلت ارسال پاسخها: 98/3/30

اعلام برندگان: 98/3/31

 

جوایز :

 4  کمک هزینه سفر به مشهد مقدس

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی

 به آدرسketabkhani.com  مراجعه نمایید

 

 

]]>
آدینه ی فراق 2019-03-15T15:30:21+01:00 2019-03-15T15:30:21+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/425 احسان محمدعلی دارد زمان آمدنت دیر می شوددارد جوان سینه زنت پیر می شودوقتی به نامه عملم خیره می شویاشک از دو دیده ی تو سرازیر می شودکی این دل رمیده ی من هم زُهیرواردر دام چشم های تو تسخیر می شود؟این کشتی شکسته ی طوفان معصیتبا ذوق دست توست که تعمیر می شودحس می کنم که پای دلم لحظه ی گناهبا حلقه های زلف تو درگیر می شوددر قطره های اشک قنوت شب شماعکس ضریح گمشده تکثیر می شودتقصیر گریه های غریبانه ی شماستدنیا غروب جمعه چه دلگیر می شودوحید قاسمی

دارد زمان آمدنت دیر می شود

دارد جوان سینه زنت پیر می شود

وقتی به نامه عملم خیره می شوی

اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

کی این دل رمیده ی من هم زُهیروار

در دام چشم های تو تسخیر می شود؟

این کشتی شکسته ی طوفان معصیت

با ذوق دست توست که تعمیر می شود

حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه

با حلقه های زلف تو درگیر می شود

در قطره های اشک قنوت شب شما

عکس ضریح گمشده تکثیر می شود

تقصیر گریه های غریبانه ی شماست

دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود

وحید قاسمی

]]>
پیام آور نیکی ها 2018-04-14T05:58:27+01:00 2018-04-14T05:58:27+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/427 احسان محمدعلی پیام آور همه ی نیکی ها حضرت محمد مصطفی(ص) برانگیخته شد تا همه ی زنجیرها و سنگینی های زاید را از دوش و گرده ی بشر بر دارد و او را از اسارت بت ها و هر چه غیر خدایی است برهاند و به نور آباد هدایت و تقوا بخواند. او آمده است تا شمیم اخلاق و کردار نیکو را در جهان بگستراند و در سایه ی شکوفایی اندیشه و تعقل و مهار احساس های تابجا و هواها و هوس های آفت زا انسان را به فرهیختگی و کمال برساند، تا آدمی چونان نهالی آماده ی رشد در پهنة گیتی به نیکی پرورش یابد. پس آن گاه به درختی تناور و سایه گستر و ثمربخ پیام آور همه ی نیکی ها حضرت محمد مصطفی(ص) برانگیخته شد تا همه ی زنجیرها و سنگینی های زاید را از دوش و گرده ی بشر بر دارد و او را از اسارت بت ها و هر چه غیر خدایی است برهاند و به نور آباد هدایت و تقوا بخواند. او آمده است تا شمیم اخلاق و کردار نیکو را در جهان بگستراند و در سایه ی شکوفایی اندیشه و تعقل و مهار احساس های تابجا و هواها و هوس های آفت زا انسان را به فرهیختگی و کمال برساند، تا آدمی چونان نهالی آماده ی رشد در پهنة گیتی به نیکی پرورش یابد. پس آن گاه به درختی تناور و سایه گستر و ثمربخش تبدیل شود. درختی که همه ی اجزای ان از ریشه تا تنه و برگ و بار و سایه سارش قابل بهره وری و بهره رسانی باشد. هم چنان که پیامبر اکرم(ص) خود به تمامی خیر بود و برکت بود. فضیلت بود و رحمت بود. کرامت بودووالایی. حقیقت بود و زیبایی. شجاعت بود و دانایی و درود بر او باد كه تا بود، گنجینه ی همه ی نیکی ها بود و تا جهان هست هم چنان نام و یاد و راه برجسته اش بر سرزبان ها و در سویدای دل ها و جان ها جاری است و هر روز و همه روز پرفروغ تر و جاودانه تر می شود. و درودی دیگر بر هر تنابنده ای که بند بندگی خدای یگانه را بر گردن آویخته و جانش با مهر مصطفای خدا در آمیخته و در روشنای شرف دین مبین، همه ی بدی ها را از دل و اندیشه و عمل خویش به دور ریخته است! و سلام آخر، بر آخرین پیام آور حق و راستی و بر همه ی پیروان راستین آن عزیز بزرگوار باد.

   بار پروردگارا! ما را توان و توفیق ده که یاور و رهروی خوب آن محبوب باشیم و بر این پیمان، پایدار بمانیم. یا ارحم الراحمین!

برگرفته از مجموعه آثار جواد نعیمی

آفتاب مهر

 فرخنده ایام بعثت رسول مهر و خوبی و زیبایی و حق و جاودانگی

 را به تمامی مسلمانان، تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

]]>
فاطمه جان سلام بر تو 2016-03-30T04:00:00+01:00 2016-03-30T04:00:00+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/423 احسان محمدعلی فاطمه جان سلام بر تو. سلام بر تو ای شادمانی دل پیامبر، ای راز در هم شکسته ناشناخته، ای حیات بخش ترین نسیم، سلام به تو که تمام یاسها و نیلوفرها تمام گلبرگها کمترین انعکاس لطافت توست. بانوی من ای بانوی بی نشان آب و آفتاب، ای طراوت نا مکرر بهشت، ای حیات گوارای آبها، ای همسر علی، ای دختر نبی، به صراحت بی پایان حق سوگند، نامت سزاوار چنان تقدیسی است که نه در قلمم بلکه در قلبم نمی گنجد. سلام بر تو بانوی من، سلام در هم شکسته ای آرزومند، سلام تمام مهر ورزان پیشکش آستان آسمانیت. فاطمه جان سلام بر تو. س فاطمه جان سلام بر تو. سلام بر تو ای شادمانی دل پیامبر، ای راز در هم شکسته ناشناخته، ای حیات بخش ترین نسیم، سلام به تو که تمام یاسها و نیلوفرها تمام گلبرگها کمترین انعکاس لطافت توست. بانوی من ای بانوی بی نشان آب و آفتاب، ای طراوت نا مکرر بهشت، ای حیات گوارای آبها، ای همسر علی، ای دختر نبی، به صراحت بی پایان حق سوگند، نامت سزاوار چنان تقدیسی است که نه در قلمم بلکه در قلبم نمی گنجد. سلام بر تو بانوی من، سلام در هم شکسته ای آرزومند، سلام تمام مهر ورزان پیشکش آستان آسمانیت. فاطمه جان سلام بر تو. سلام بر تو ای شادمانی دل پیامبر، ای راز در هم شکسته ناشناخته، ای حیات بخش ترین نسیم، سلام به تو که تمام یاسها و نیلوفرها تمام گلبرگها کمترین انعکاس لطافت توست. بانوی من ای بانوی بی نشان آب و آفتاب، ای طراوت نا مکرر بهشت، ای حیات گوارای آبها، ای همسر علی، ای دختر نبی، به صراحت بی پایان حق سوگند، نامت سزاوار چنان تقدیسی است که نه در قلمم بلکه در قلبم نمی گنجد. سلام بر تو بانوی من، سلام در هم شکسته ای آرزومند، سلام تمام مهر ورزان پیشکش آستان آسمانیت.

]]>
بازهم سرد گذشتند، شب یلداها... 2015-12-21T16:43:44+01:00 2015-12-21T16:43:44+01:00 tag:http://aftabemehr.mihanblog.com/post/373 احسان محمدعلی بازهم صحبت فرداست قرارِ ماها بازهم خیر ندیدیم از این فرداها چقدر پای همین وعده‌ی تو پیرشدند جگر "مادرها " موی سر "باباها " سیزده قرنِ گذشته همه‌اش فردا بود پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فرداها سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ... "پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم چه کنم راه به آن‌جا ببرند اینجاها خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد بازهم سرد گذشتند، شب بازهم صحبت فرداست قرارِ ماها

بازهم خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده‌ی تو پیرشدند

جگر "مادرها " موی سر "باباها "

سیزده قرنِ گذشته همه‌اش فردا بود

پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فرداها

سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ...

"پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم

چه کنم راه به آن‌جا ببرند اینجاها

خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست

دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها

باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد

بازهم سرد گذشتند، شب یلداها

علی اکبر لطیفیان

 

]]>