آفتاب مهر پایگاه اطلاع رسانی گروه فرهنگی آفتاب مهر با زمینه کاری مذهب و با محوریت مهدویت tag:http://aftabemehr.ir 2010-02-09T23:55:44+01:00 mihanblog.com غروب فراق 2010-02-04T13:32:50+01:00 2010-02-04T13:32:50+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/181 احسان محمدعلی سلام بر تو ای حسین! ای وارث آدم! ای بازمانده‌ی ابراهیم خلیل! ای روح عیسی! و ای نواده‌ی محمد! درود بر تو ای سرو باغستان علی  و فاطمه! ای بخون خفته‌ای که سیره‌ی مرگ را از پدر به میراث برده‌ای! ای ولی خداوند بر پهنه‌ی زمین! سوگند به کهکشان‌ها و قسم به مهر و ماه و ستارگان، که در تمامی عمر، طریق قبله را نمایاندی! و آدمیان را از فرو افتادن در دهلیز زشتی‌ها بازداشتی! ای حبیب من و محبوب پروردگار من! به خدا قسم که صدای نحیف من را می‌شنوی و پاسخم را باز می‌گردانی! اما این گوش‌های ناشنوای من سا سلام بر تو ای حسین!

ای وارث آدم!

ای بازمانده‌ی ابراهیم خلیل!

ای روح عیسی!

و ای نواده‌ی محمد!

درود بر تو ای سرو باغستان علی  و فاطمه! ای بخون خفته‌ای که سیره‌ی مرگ را از پدر به میراث برده‌ای! ای ولی خداوند بر پهنه‌ی زمین! سوگند به کهکشان‌ها و قسم به مهر و ماه و ستارگان، که در تمامی عمر، طریق قبله را نمایاندی! و آدمیان را از فرو افتادن در دهلیز زشتی‌ها بازداشتی!

ای حبیب من و محبوب پروردگار من! به خدا قسم که صدای نحیف من را می‌شنوی و پاسخم را باز می‌گردانی! اما این گوش‌های ناشنوای من سال‌هاست که آوای غیب را نشنیده است. ای مولای من و فرزند مولای من! مشتاقی و مهجوری دیگر شکیباییم را به پایان برده است!...

حسین من! اگر گوشهایم صدایت را نشنید، اگر تاریکخانه‌ی چشمانم به نور رخساره‌ات روشنی نیافت، اگر دستان ترک خورده‌ام، دست‌هایت را نگرفت، تنها با من عهدی ببند و میثاقی بدار:

که در هنگامه‌ی رستاخیز، آن‌گاه که آدمیان همگی، اسیر کویر بی انتهای غربتند، مرا به باغستان سبز آشناییت بپذیری و در وحشت محشر، بی کس و تنها رهایم نسازی...

برگرفته از کتاب«آه از غروب فراق» نوشته‌ی سعید مقدس

 

آفتاب مهر فرارسیدن 20 صفر،

اربعین حسینی

گاه تجدید عهد با سالار شهیدان و هنگامه نجوای زیارت با امام عاشقان

را تسلیت عرض می‌نماید.

]]>
قاصدک 2009-12-31T01:43:36+01:00 2009-12-31T01:43:36+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/177 احسان محمدعلی قاصدک بابای من گم شده اونو ندیدی کاش می‌شد می‌رفتی و تو قتلگاه می‌گردیدی یاکریم بگو چرا بال و پر تو خونیه‌؟ مگه تو کجا بودی شاید که بابام رو دیدی؟ شاپرک نشین رو شونم، شونه‌هام درد می‌کنه خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی آی گل لاله که از تو باغ به من ناز می‌کنی لخته لخته غنچه‌ی لاله‌ی گوشامو دیدی؟ گناهم چی بود حسودِ باغچه گل پریا؟ که رو سوسن تنم پیچک شلاق کشیدی پروانه یه بوسه من بهت میدم امانتی بده به بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی گل بابونه چشمام نمی‌بینه به من بگو از کجا صدای قرآ قاصدک بابای من گم شده اونو ندیدی

کاش می‌شد می‌رفتی و تو قتلگاه می‌گردیدی

یاکریم بگو چرا بال و پر تو خونیه‌؟

مگه تو کجا بودی شاید که بابام رو دیدی؟

شاپرک نشین رو شونم، شونه‌هام درد می‌کنه

خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی

آی گل لاله که از تو باغ به من ناز می‌کنی

لخته لخته غنچه‌ی لاله‌ی گوشامو دیدی؟

گناهم چی بود حسودِ باغچه گل پریا؟

که رو سوسن تنم پیچک شلاق کشیدی

پروانه یه بوسه من بهت میدم امانتی

بده به بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی

گل بابونه چشمام نمی‌بینه به من بگو

از کجا صدای قرآن بابامو شنیدی؟

 

برگرفته از مجموعه صوتی«یک جرعه عطش»

 

 

دریافت فایل صوتی این متن

]]>
ماه زیر ابر زینب! 2009-12-29T03:47:10+01:00 2009-12-29T03:47:10+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/178 احسان محمدعلی ز جور شامیان و سنگ کوفی چرا ای ماه زینب در خسوفی الا ای ماه زیر ابر زینب دگر اینجا سرآمد صبر زینب برای بوسه بر روی حبیبم شده سنگ زن کوفی رقیبم ببینم مرگ خود را در اسارت نبینم با سرت گردد جسارت ز روی نیزه کن بر من تو سایه بخوان قرآن برایم آیه آیه ندیده هیچ کس با این حلاوت بریده سر کند قرآن تلاوت ز نام کوفه زین پس ننگ بادت که جای گُل به مهمان سنگ بادت      دریافت فایل صوتی این متن   برگرفته از مجموعه صوتی«یک جرعه عطش»           ز جور شامیان و سنگ کوفی

چرا ای ماه زینب در خسوفی

الا ای ماه زیر ابر زینب

دگر اینجا سرآمد صبر زینب

برای بوسه بر روی حبیبم

شده سنگ زن کوفی رقیبم

ببینم مرگ خود را در اسارت

نبینم با سرت گردد جسارت

ز روی نیزه کن بر من تو سایه

بخوان قرآن برایم آیه آیه

ندیده هیچ کس با این حلاوت

بریده سر کند قرآن تلاوت

ز نام کوفه زین پس ننگ بادت

که جای گُل به مهمان سنگ بادت

 

 

 دریافت فایل صوتی این متن

 

برگرفته از مجموعه صوتی«یک جرعه عطش»

 

 

 

 

 

]]>
دیدار تلخ 2009-12-27T07:00:49+01:00 2009-12-27T07:00:49+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/180 احسان محمدعلی از پشت لحظه‌ها سرک می‌کشم و تیر نگاهم را به سمت تو شلیک می‌کنم. در روشنای غبار آلوده‌ی زمانه، جستجوگرانه تو را می‌کاوم و در یک ظهر عطشناک به کوچه‌های خاطره می‌دوم، از پی تو!... نبض انتظارم به شدت می‌زند و پرچم دلم بر درِ سرای اندیشه، از بادهای حادثه در اهتزار است. حسی از نگرانی و دلشوره، در زیر پوستم می‌خزد؛ و در نگاهم التهاب گل می‌کند. افق، سُرخگون است و بادهای موسمی ِ تنهایی، تنم را مُشت می‌فشارند. در دوردست‌ترین دامن صحرا، ترانه‌ی گمشده‌ای از غربت، چونان آهویی سرگشته از شانه‌ی زمانه بالا م از پشت لحظه‌ها سرک می‌کشم و تیر نگاهم را به سمت تو شلیک می‌کنم. در روشنای غبار آلوده‌ی زمانه، جستجوگرانه تو را می‌کاوم و در یک ظهر عطشناک به کوچه‌های خاطره می‌دوم، از پی تو!...

نبض انتظارم به شدت می‌زند و پرچم دلم بر درِ سرای اندیشه، از بادهای حادثه در اهتزار است. حسی از نگرانی و دلشوره، در زیر پوستم می‌خزد؛ و در نگاهم التهاب گل می‌کند.

افق، سُرخگون است و بادهای موسمی ِ تنهایی، تنم را مُشت می‌فشارند.

در دوردست‌ترین دامن صحرا، ترانه‌ی گمشده‌ای از غربت، چونان آهویی سرگشته از شانه‌ی زمانه بالا می‌خزد. صدای تلاوت حماسه می‌آید و از گلوی سحرگاهی چکاوکان، برق و چکاچاک نیزه و شمشیر، قرائت می‌شود. پرنده‌ای مهاجر، از واحه‌های دیرین می‌آید و به سمت نگاه‌های دوخته و سینه‌های سوخته، کوچ می‌کند.

سیلیِ باد، سایه‌ها را از این سو، به آن سو می‌برد و بوی خاکستر و خیمه و خداحافظی را در فضا منتشر می‌سازد...

فریادی از ملکوت در دل صحرا می‌پیچد، و پروانه‌ای زخمی بر گرد گلبرگ‌های پرپر شده می‌چرخد. غریوی جانکاه، حادثه را طواف می‌کند. بغض زمین می‌ترکد. شیشه‌ی اشک‌های من می‌شکند و شبح پر هیبت تو را از پسِ پرده‌ای خیس می‌نگرم... غمناله‌ها، هوهوکنان، در دهلیز خاک می‌غلتند و ابری آواره، در آسمان، به خود می‌پیچد!

آن سو ترک، چند زن، نالان و بر سر زنان، دست‌‌ها را سایه‌بان دل و دیده کرده‌اند و در دلِ گرما، چیزی را می‌جویند! و در فاصله‌ای نه چندان دور، کودکانی پژمرده و داغدار و گریان، بهانه گیرانِ رویش دست‌هایی هستند که بر سرشان مهر ببارد و بر دامان گل عاطفه نثار کند.

تصویری از بزرگترین مصیبت ممکن، پهنه‌ی جوامع انسانی را سیاه پوش و غم آلوده کرده است. لب‌های خشک روز، ترک برداشته، سِیلی از آوارگی، زمین را در کام خویش گرفته. طوفانی‌ترین هوای چهره‌ها، پدیدار گردیده و تلخ‌ترین لحظه‌های وداع، بر دامن اندیشه سنگینی می‌کنند.

پاره زخم‌های دلم، سر، باز کرده‌اند و قناتی از غم، در قنوت نگاه من جاری است... که ناگاه شبح دور تو نزدیک‌تر می‌شود و من از ورای غلظت غمابه‌های فراق، تو را می‌نگرم که پیشتر می‌آیی. در خویش می‌شکنم! ای وای! این تویی! ای سبز! ای سپید! ای سرخ! این تویی که این سان عرقِ خون از تمام تنت می‌چکد و به اندازه‌ی وسعت عشق، تیر و زوبین و زخم بر تنِ خسته‌ات روییده!

آه! این تویی که زین و یراق را در معرکه کاشته‌ای! آه ! این تویی که کودکان و زنان به تبرک تن زخم خورده‌ات را نوازش می‌دهند؟

آه! این تویی که چنین بی‌سوار آمده‌ای؟ اه! این تویی، حکایت بیدادی که بر تن گل‌های سرخ و مجروح رفته است؟ آه، ای ذوالجناح!...

برگرفته از کتاب« جرعه‌ای از جام ولا» نوشته جواد نعیمی

]]>
سلسله مسابقات اینترنتی کتابخوانی محرم و صفر 1431 ه.ق 2009-12-26T01:48:35+01:00 2009-12-26T01:48:35+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/179 احسان محمدعلی سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی محرم و صفر 1431 ه.ق بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.   کتاب‌های برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از: 1. مواعظ ، خطابه‌های مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری 2. پدر عشق و پسر ، نویسنده: سید مهدی شجاعی 3. آه از غروب فراق!، نویسنده: سعید مقدسی 4. عاشورا، مکتب انتظار، نویسنده: دکتر علی هراتیان 5. غدیر...70 روز بعد، نویسنده: عدنان رخشان *        زمان توزیع کتاب های مسابقه از سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی محرم و صفر 1431 ه.ق بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

 

کتاب‌های برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

1. مواعظ ، خطابه‌های مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری

2. پدر عشق و پسر ، نویسنده: سید مهدی شجاعی

3. آه از غروب فراق!، نویسنده: سعید مقدسی

4. عاشورا، مکتب انتظار، نویسنده: دکتر علی هراتیان

5. غدیر...70 روز بعد، نویسنده: عدنان رخشان

*        زمان توزیع کتاب های مسابقه از تاریخ  1/10/1388 (مصادف با پنجم محرم 1431)

*        آخرین مهلت ارسال پاسخ‌ها: 13/12/1388 (مصادف با میلاد پیامبر (ص) و امام جعفر صادق (ع))

*        زمان اعلام برندگان: 25/12/1388

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی به آدرس WWW.ketabkhani.com مراجعه نمایید

]]>
بهار یتیمان 2009-12-25T08:45:07+01:00 2009-12-25T08:45:07+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/176 احسان محمدعلی سبوح، قُدوس، رَبُنا، رب الملائکه و الروح لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلی العظیم لا اله الا الله رب السماوات سَبع اللهم صلی عَلی رسولک الی ثَقَلین و عَلی اخی و عَلی فاطمه الزهرا سیده النساء العالمین و عَلی سیّدی الشباب اهل الجنه، الحسن و الحسین... و تو در حرم نبوی رحل افکنده بودی و ظالمان را روی در روی ایستاده خدای را مطیع بودی، نه پرده در و به او و ریسمان استوارش دست یازیدی و بدان او را از خویشتن راضی نمودی غیر او در نظرت خرد و حقیر نمود پس او را خشیت ورزی

سبوح، قُدوس، رَبُنا، رب الملائکه و الروح

لا اله الا الله الحلیم الکریم

لا اله الا الله العلی العظیم

لا اله الا الله

رب السماوات سَبع

اللهم صلی عَلی رسولک الی ثَقَلین

و عَلی اخی

و عَلی فاطمه الزهرا سیده النساء العالمین

و عَلی سیّدی الشباب اهل الجنه، الحسن و الحسین...

و تو در حرم نبوی رحل افکنده بودی و ظالمان را روی در روی ایستاده

خدای را مطیع بودی، نه پرده در

و به او و ریسمان استوارش دست یازیدی

و بدان او را از خویشتن راضی نمودی

غیر او در نظرت خرد و حقیر نمود

پس او را خشیت ورزیدی و محضر او را مراقبه نمودی

به او لبیک گفتی

لبیک، لبیک، الهم لبیک،

لبیک لا شریک لک لبیک

حق مظلوم از ظالم باز ستاندی و در حکم میان قوی و ضعیف مساوات نمودی

تو بهار یتیمان بودی، تو بهار یتیمان بودی

نشان کوله بار علوی بر شانه عرش، به هنگام غروب خورشیدت هزاران بار طلوع کرد

و نغمه هَزاران ملکوت شعر مهر تو را سرود

تو بهار یتیمان بودی

و تو سر سبزی روزگاران

برگرفته از مجموعه «سرشک بهار»

دریافت فایل صوتی این متن

]]>
یلدا 2009-12-21T12:38:39+01:00 2009-12-21T12:38:39+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/175 احسان محمدعلی امشب شب یلداست، بلندترین شب سال، شب اول زمستون. یلدا به معنای تولد خورشید است. ایرانیان باستان بر این باور بودندکه در زمان‌های بسیار دور تیرگی، ظلمت و سرما تمام دنیا را فراگرفته بود و در عمق یکی از همین شب‌های ظلمانی و سرد در کوه البرز غاری وجود داشت که در میان این غار خورشید متولد شد و با تولد خورشید سلطنت تیرگی و سرما پایان گرفت و آغاز شد دوران روشنایی و نور و گرما. این شبیه که همه به یاد دارن و اون‌رو فراموش نمی‌کنن. توی این شب همه دور هم جمع می‌شن و از خاطرات خوب و خوش گذشته حرف می‌زنند و خ امشب شب یلداست، بلندترین شب سال، شب اول زمستون. یلدا به معنای تولد خورشید است. ایرانیان باستان بر این باور بودندکه در زمان‌های بسیار دور تیرگی، ظلمت و سرما تمام دنیا را فراگرفته بود و در عمق یکی از همین شب‌های ظلمانی و سرد در کوه البرز غاری وجود داشت که در میان این غار خورشید متولد شد و با تولد خورشید سلطنت تیرگی و سرما پایان گرفت و آغاز شد دوران روشنایی و نور و گرما.

این شبیه که همه به یاد دارن و اون‌رو فراموش نمی‌کنن. توی این شب همه دور هم جمع می‌شن و از خاطرات خوب و خوش گذشته حرف می‌زنند و خلاصه این شب رو به خوبی و خوشی می‌گذرونند. بعضی‌ها هم این شبشان با دیگر شب‌ها تفاوتی نداره و برخی هم این شب رو غصه دارن و نمی‌تونن خوشحال باشن (حالا به هر دلیل). 

این شب با همه‌ی طولانی بودن و بلندیش (هر چند فقط یک دقیقه طولانی‌تر از بقیه شب‌هاست)بالاخره می‌گذره و سرانجام سحر می‌رسه. شاید خیلی‌ها دوست داشته باشند این شب طولانی‌تر بشه! بعضی‌ها هم دوست دارن زودتر این شب بگذره، شاید برخی هم بی‌تفاوت باشن.

اما یک شبی هست که خیلی طولانی تر از این شبه، طولانی‌تر و سیاه‌تر و سردتر!

این شب با شب یلدا یه مشترکاتی داره اول این‌که خیلی‌ها توی این شب مشغول تفریح و خوشگذرانی و استفاده از خوشی‌های دنیا هستن و اصلا فکر فردا نیستن. دوم این‌که بعضی‌ها خیلی دوست دارن که این شب طولانی بشه تا بتونن بیشتر خوش باشن و هر کاری هم از دستشون بر می‌آید برای طولانی کردن این شب انجام می‌دن غافل از این‌که هر چقدر هم این شب طول بکشه بالاخره سحر می‌آد و شب با تموم سردی و سیاهیش می‌ره. ولی عده دیگه‌ای توی این شب غصه دارن و تمام آرزوشون اینه که این شب هر چه زودتر بگذره و فردا چشمشون به جمال خورشید روشن بشه و چقدر برای این کار دعا می‌کنن.

البته شب ما با شب یلدا یه تفاوت‌هایی هم داره اول این‌که این شب بر خلاف شب و روز زمینی دیدنی نیست و به همین دلیل خیلی‌ها نمی‌تونن متوجه این شب بشن. خیلیها هم متوجه شب بودن می شن ولی به علت طولانی بودن این اون رو از یاد می‌برن هر چند نشونه‌هایی از شب بودن وجود داره که واسه‌ی اونایی که درک می‌کنن خیلی سخت و طاقت فرساست . دوم اینکه با اتمام شب یلدا زمستون شروع می‌شه ولی با اتمام شب ما بهار از راه می‌رسه. اما مهمترین فرق این شب با شب‌های دیگه اینه که شب‌های معمولی 12 ساعت بیشتر طول نمی‌کشن ولی این شب بیشتر از هزار و صد ساله که طول کشیده. بله درست حدس زدین این شب طولانی و ظلمانی شب دراز و طولانی غیبت اون خورشیدیه که همه‌ی موجودات و ذرات عالم  شب و روز در انتظار طلوع و نور افشانی اون به درگاه خدا دست به دعا برداشتن...

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ قَرِّب بُعدَهُ وَ اَنجِر وَعدَهُ وَ اَوفِ عَهدَهُ.

بار الها بر او درود فرست و دوری او را نزدیک کن و وعده‌اش را برسان و به عهدش وفا فرما

]]>
محرم 2009-12-18T01:20:10+01:00 2009-12-18T01:20:10+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/174 احسان محمدعلی سلام بر محّرم٬ کتاب مرجع دل‌ها و احساس‌ها٬ کتاب مقدس عاطفه و ایمان٬ کتابی که با حروف درشت در کربلا نوشته شد و در همه‌ی زمین‌ها و زمان‌ها انتشار یافت. محّرم، فروردین جان‌هاست و بهار ایمان‌های سست شده و طراوت اندیشه‌های مرده، افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه‌های بسته‌ی بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است. محّرم٬ کتاب خون و شهادت٬ کتاب شور و شعور٬ کتاب عشق و شیدایی٬ کتاب غلبه‌ی نور بر ظلمت و پیروزی خون بر شمشیر است. هر واژه از کتاب محّرم٬ شمشیر آخته‌ای را می‌ماند که بر فرق ستم و ستمکاران جهان

سلام بر محّرم٬ کتاب مرجع دل‌ها و احساس‌ها٬ کتاب مقدس عاطفه و ایمان٬ کتابی که با حروف درشت در کربلا نوشته شد و در همه‌ی زمین‌ها و زمان‌ها انتشار یافت.

محّرم، فروردین جان‌هاست و بهار ایمان‌های سست شده و طراوت اندیشه‌های مرده، افسرده و خوابیده، و شکوفایی غنچه‌های بسته‌ی بیداری و آگاهی و ایثار و فداکاری است.

محّرم٬ کتاب خون و شهادت٬ کتاب شور و شعور٬ کتاب عشق و شیدایی٬ کتاب غلبه‌ی نور بر ظلمت و پیروزی خون بر شمشیر است.

هر واژه از کتاب محّرم٬ شمشیر آخته‌ای را می‌ماند که بر فرق ستم و ستمکاران جهان فرود می‌آید و پلیدی‌ها و پلیدان را به زباله‌دانی تاریخ می‌سپارد.

محّرم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.

پدید آورنده‌ی کتاب محّرم٬ سیّد و سالار همه‌ی ناشران عقیده و جهاد است. مردی است که در تاریک‌خانه‌ی تاریخ٬ قیام کرد و رنگ روشن سرخ را بر ساحت زمانه پاشید و همه‌ی رنگ‌های یزیدی را پاک رسوا کرد.

و عاشورا حماسی‌ترین صفحه‌ی این کتابِ عشقستان است که همه ساله با حروف زرّین٬ تجدید چاپ می‌شود. عطف این کتاب بزرگ٬ عاطفه‌ها را به هم پیوند می‌زند و احساس‌های حماسی را بر می‌انگیزد و مظلومیّت گل‌ها را فریاد می‌کند و در کتابخانه‌ی بزرگ هستی٬ ماندگارترین کتاب می‌شود.

حسین علیه السلام پیام‌های شفابخشش را همه ساله بر بال‌های سرخ شهادت می‌نویسد و پیک‌های رهایی را بر موج‌های محّرم و عاشورا سوار می‌کند.

حالیا که دوباره این کتاب عظیم گشوده می‌شود٬ خاطرات عاشورایی یاران آفتاب را مرور کنیم٬ بر گلزخم‌های محرم آفرینان٬ بوسه‌ی ارادت و اخلاص نثار نماییم. واژه‌نامه‌ی نورانی جهاد و شهادت٬ معنویت و ایثار را برگشاییم و عاشورا این دایرة‌المعارف عرفان٬ ایمان٬ معنا٬ شور و شعور انقلابی٬ خدا باوری و دین یاوری را با دیده‌ی دل مطالعه کنیم و یاد و نام پدید آورندگان حماسه‌ی روز دهم را ارج نهیم.

 

برگرفته از کتاب‌های "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

]]>
عید مباهله 2009-12-12T01:40:09+01:00 2009-12-12T01:40:09+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/173 احسان محمدعلی معنای لغوی و اصطلاحی مباهله مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند. شرح مختصر واقعه مباهله مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه‌ای ساکنان مس

معنای لغوی و اصطلاحی مباهله

مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه‌ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

]]>
غدیریه 2009-12-05T23:09:09+01:00 2009-12-05T23:09:09+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/172 احسان محمدعلی الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین والائمه المعصومین- علیهم السلام- ای غدیر! تو برکه آرمیده در دل صحرا؛ اما جاری تا عمق تاریخی؛ تو چشمه؛ جوشان عشق و ایمانی؛ تو پیام آور آزادی انسانی. ای غدیر! تو برکه ای از نور؛ طنینِ آواز حقیقت؛ بر آمده از نایِ سبزه زارانِ حیاتی. ای غدیر! ای سایه سارِ امید رهایی بشر؛ روح ماندگار معنا و ای حدیث حادثه والا. تو یادگار یادها و تلاوت ارزشهای تاریخی. تو؛ تداوم رسالت و توحید؛ تو؛ باز تاب فریادهای خورشیدی. ای غدیر! تو نه یک برکه؛ که دریا

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین والائمه المعصومین- علیهم السلام-

ای غدیر! تو برکه آرمیده در دل صحرا؛ اما جاری تا عمق تاریخی؛

تو چشمه؛ جوشان عشق و ایمانی؛ تو پیام آور آزادی انسانی.

ای غدیر! تو برکه ای از نور؛ طنینِ آواز حقیقت؛ بر آمده از نایِ سبزه زارانِ حیاتی.

ای غدیر! ای سایه سارِ امید رهایی بشر؛ روح ماندگار معنا و ای حدیث حادثه والا.

تو یادگار یادها و تلاوت ارزشهای تاریخی.

تو؛ تداوم رسالت و توحید؛

تو؛ باز تاب فریادهای خورشیدی.

ای غدیر! تو نه یک برکه؛ که دریایی نشأت گرفته از ازل و جاری تا ابد.

ای غدیر! تو دل مایه ابراهیم خلیل در پی ریزی کعبه ایمان و فرا بُردن پایه های اسلام؛ تا عرش خداوندی هستی.

ای غدیر! تو سرشار از برکت نوحه های نوح و مددکارِ رهایی کشتی او در تلاطم طوفانی.

ای غدیر! تو فرزند سعیِ ساره و هجرِ هاجر و زمزمه زمزمی.

ای غدیر! تو پاره ای از نیل که موسائیان به نشانه فرو رفتن در رحمت و برکت پروردگار؛ در آن گام نهادند و به سلامت و میمنت و برکت از آن فراز آمدند.

ای غدیر! تو جان بخش دلها ؛ همچون دم عیسای مسیح و متبرک از زهد زکریّای پیامبری.

ای غدیر! تو شفافترین آبهایی و منعکس کننده خورشیدی.

ای غدیر! تو تصویرگر قَدَر مردی هستی که تعظیم همه عصرها و نسلها را به پیشگاه پاکِ خویش برانگیخته است.

ای غدیر! تو امروز آبیار هر چه گل خوشبوی ولایتی.

ای غدیر! تو شاهد بودی که کدامین انسان والا در آن روز بزرگ بر فراز همه اعصار، جای گرفت و بر تیغ فضیلت و راهبری فرا رفت.

این حقیقت را فریاد کن؛ تا هر که؛ در هر کجا؛ بداند که علی- علیه السلام- ؛ آن دریای کرامت و انسانیت؛ بر حق است.

ای غدیر! ای برکه سترگ! ای روح آبی صحرا! ای انعکاس حقیقت مطلق!

ای جاودانه جاری؛ برگوی! از آن  روز جاودانه سخن بِران.

ای غدیر! از دریا بگو؛ از روح پاک عالم معنا بگو. از اسرار نهان و هویدا بگو.

از پیشوای ما بگو، از آن عقد ثریا بگو، از آن محشر برپا بگو، از آن ماه تَولا بگو، از آن کعبه دلها بگو......

هان! ای غدیر! به تاریخ بسپار! که این خاطره خطیر را هماره به یاد داشته باشد؛ و به یاد داشته باشد که اگر در برابر آن دریا سدّ نمی بستند و اگر سینه ال ا.... را نمی خستند؛ نقش همه دلها ؛ امروزه لا اله الا الله بود.

هان! ای غدیر! گواه مظلومیت مولا باش. گواه بیت الاحزان دلها باش. گواه غنچه های لیلاها باش.

هان! ای غدیر! ای بیان قدرت ایمان! ای افتتاح خط امامت!

ای امتدادِ راه رسالت! ای تبلور عظیم ترین حماسه جاودانه! ای یگانه!

هم چنان؛ موج گستر بمان هم چنان ما را به خود بخوان. هم چنان؛ عظمت را از آنِ دریا بدان.

ای برکه! ای غدیر! ای دریا! ای علی- علیه السلام- ! هم چنان جاودانه بمانید تا نهایت دنیا.

آفتاب مهر، عید سعید غدیر خم،

عید الله اکبر، موعد رضای معبود و گاه ابلاغ فریضه معهود، هنگامه سرور عاشقان ولایت

و سرآغاز اعتصام به حبل متین امامت، بر وجود مقدس حضرت ولی‌عصر (عج)

و بر جمله مسلمین جهان به خصوص شما دوست گرامی، تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

]]>
سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی غدیریه 2009-12-05T13:28:09+01:00 2009-12-05T13:28:09+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/171 احسان محمدعلی سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی غدیریه به مناسبت عید سعید غدیر بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد. کتاب‌های برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از: 1. خطابه غدیر، نویسنده: محمدباقر انصاری 2. آسمان کمالات حیدر پر ستاره ترین آسمان است، نویسنده: علی اصغر یونسیان 3. خطابه غدیر، نویسنده: مجید مسعودی 4. خطبه غدیر، (منابع عمومی خطبه غدیر) 5. بیست و سه روز با غدیر، نویسنده: عدنان رخشان * زمان توزیع کتاب مسابقه از تاریخ 8/8/88 (مصادف با ولادت امام سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی غدیریه به مناسبت عید سعید غدیر بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

کتاب‌های برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

1. خطابه غدیر، نویسنده: محمدباقر انصاری

2. آسمان کمالات حیدر پر ستاره ترین آسمان است، نویسنده: علی اصغر یونسیان

3. خطابه غدیر، نویسنده: مجید مسعودی

4. خطبه غدیر، (منابع عمومی خطبه غدیر)

5. بیست و سه روز با غدیر، نویسنده: عدنان رخشان

* زمان توزیع کتاب مسابقه از تاریخ 8/8/88 (مصادف با ولادت امام رضا علیه السلام) تا 15/9/88 (مصادف با عید غدیر خم 1430).

 

* آخرین مهلت ارسال پاسخ‌ها: 15 دی ماه 1388

 

* زمان اعلام برندگان: 29 دی ماه 1388 مصادف با ولادت امام محمد باقر علیه السلام

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی به آدرس WWW.ketabkhani.com مراجعه نمایید

]]>
صد شكر بر این، صد حیف از آن 2009-09-19T12:11:28+01:00 2009-09-19T12:11:28+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/170 احسان محمدعلی عید فطر با همه‏ی شیرینی و فرخندگی، آدمی را بر سر دو راهی شوق و تاسف می‏گذارد. از یك سو شادمانیم كه در دوره‌‏ی امتحان از عهده به در آمدیم و دستورات الهی را اطاعت كردیم و از سویی اندوهگین هستیم كه چرا چنین دوره‏ا‏ی كه با رحمت و مدد الهی همراه بود، سپری شد. با رسیدن عید فطر، ماه رمضان رخت برمی‏بندد و چشمان ما تا سال بعد به انتظار آمدنش به راه خواهد بود. اینك او را بدرود می‏گوییم؛ همچون كسی كه رفتنش برای ما دشوار است و ما را دچار اندوده می‏كند... بدرود بر تویی كه از گرامی ‏ترین اوقاتی بودی كه با م عید فطر با همه‏ی شیرینی و فرخندگی، آدمی را بر سر دو راهی شوق و تاسف می‏گذارد. از یك سو شادمانیم كه در دوره‌‏ی امتحان از عهده به در آمدیم و دستورات الهی را اطاعت كردیم و از سویی اندوهگین هستیم كه چرا چنین دوره‏ا‏ی كه با رحمت و مدد الهی همراه بود، سپری شد. با رسیدن عید فطر، ماه رمضان رخت برمی‏بندد و چشمان ما تا سال بعد به انتظار آمدنش به راه خواهد بود.

اینك او را بدرود می‏گوییم؛ همچون كسی كه رفتنش برای ما دشوار است و ما را دچار اندوده می‏كند...

بدرود بر تویی كه از گرامی ‏ترین اوقاتی بودی كه با ما همنشین شد ...

بدرود بر تو ای همنشینی كه تا هستی پر قدر منزلتی و چون جدا شوی، فراق تو دردناك است...

بدرود بر تو ای همدمی كه وقتی آمدی، آرامش برای دل ‏های ما آوردی و شادمانمان كردی وچون سپری شدی ما را در وحشت تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.

سلام بر تو ای مددكاری كه ما را در مقابله با شیطان یار بودی و ای رفیقی كه راه ‏های نیكی كردن را پیش پای ما هموار نمودی.

بدرود بر تو كه چه بسیار گناهان ما را نابود كردی و چه بسا عیب‏ها ی گوناگون ما را پوشاندی!

بدرود بر تو كه كه برای گناهان ‏كاران چه طولانی بودی و در دل‏ها ی مومنان چه پرشكوه بودی!

بدرود بر تو كه با بركت بسیار به ما روی آوردی و ما را از چرك‏های گناهان شستشو دادی!

بدرود بر تو كه دیروز چون با ما بودی، به سختی دلبسته‏ات بودیم و فردا كه از میان ما خواهی رفت، از جان و دل آرزومندت هستیم.

‌‌[خدایا] پوزش ما را بپذیر كه در این ماه در در ادای حق تو كوتاهی كردیم و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان ...  

خدایا، اكنون كه این ماه به پایان رسید و جامه‏ ی زمان را به دور افكند، تو نیز جامه ‏ی گناهان ما را درآور و به دور بیفكن و با رفتن این ماه، بدی‏های ما رانیز ببر و ما را به سبب آن از نیك‏بخت‏ترین روزه‏ داران و پرنصیب‏ترین و بهرمندترین‏ آنان قرار ده.

امید كه خداوند، عمر ما و دوستان‏ مان را در اطاعت و بندگی خویش طولانی ساخته و ما را باز هم در رمضانی دیگر بر سفره ‏ی عفو و بنده ‏نوازی خویش بنشاند و از مهربانی‏ ‏های ویژه ‏اش بهرمند كند.

آمین یا رب العالمین

 

آفتاب مهر، فرار رسیدن عید سعید فطر،

روز شادمانی مومنان و تقوی‏ پیشگان را

به پیشگاه مقدس آقا امام زمان(عج)

و شیعیان راستین حضرتش تهنیت می‏گوید!

]]>
نگاه نیمه‌ی ما... 2009-09-10T23:22:18+01:00 2009-09-10T23:22:18+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/169 احسان محمدعلی نخستین شهید محراب، مسجد کوفه را داغدار خود ساخت و تا ابد، جامه‌ی سیاه عزا بر کعبه‌ی مقدس پوشاند. هنوز هم غروب، رنگ غم و ماتم علی را دارد و شب، سیه‌پوش سوگ علی است. علی علیه السلام شهید شد تا شاهد همیشگی قسط و عدل باشد. امام علی علیه السلام، قربانی جهل و نفاق شد.محراب خونین کوفه، سندی جاویدان بر حقانیت عدل مجسم علوی و رسوایی و کینه‌ی نهروانیان اشت. علی علیه السلام، امید محرمان و یار ضعیفان و حامی حق و مجری عدل بود. سرانجام نیز کشته‌ی شرف و شهید عدالت گردید. و اکنون علی علیه السلام چونان خور

نخستین شهید محراب، مسجد کوفه را داغدار خود ساخت و تا ابد، جامه‌ی سیاه عزا بر کعبه‌ی مقدس پوشاند. هنوز هم غروب، رنگ غم و ماتم علی را دارد و شب، سیه‌پوش سوگ علی است.

علی علیه السلام شهید شد تا شاهد همیشگی قسط و عدل باشد.

امام علی علیه السلام، قربانی جهل و نفاق شد.محراب خونین کوفه، سندی جاویدان بر حقانیت عدل مجسم علوی و رسوایی و کینه‌ی نهروانیان اشت.

علی علیه السلام، امید محرمان و یار ضعیفان و حامی حق و مجری عدل بود. سرانجام نیز کشته‌ی شرف و شهید عدالت گردید.

و اکنون علی علیه السلام چونان خورشیدی سرخ بر بستری از یادهای سبز و خاطره‌های سبز افتاده است. او می‌خندد و ما همه گریه می‌کنیم...

برگرفته از کتاب‌های "جرعه از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

آفتاب مهر، فرارسیدن سالروز شهادت جانسوز امیر المومنین حضرت علی علیه السلام را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان راستین آن حضرت تسلیت عرض می‌نمایید

]]>
شب‌های قدر 2009-09-08T12:00:59+01:00 2009-09-08T12:00:59+01:00 tag:http://aftabemehr.ir/post/168 احسان محمدعلی امام صادق (علیه السلام): قَلْبُ شَهْرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدْرِ. شب قدر، قلب ماه رمضان است.  شب قدر، گسترده‌ترین سفره رحمت و پر نعمت‌ترین مائده‌ی لطف خداست. شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن چون ابر در آستان آفریدگار غفار است. در شب قدر، روبه‌روی آیینه محاسبه می‌نشینیم و چهره‌ی جان را بی‌غبار می‌بینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت شستشو می‌دهیم. شب قدر فرصتی است تا چهره دل را با آب توبه بشوییم و پاک‌تر گردیم و به فطرت بی‌عیب خویش برگردیم. رمضا امام صادق (علیه السلام):

قَلْبُ شَهْرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدْرِ.

شب قدر، قلب ماه رمضان است. 


شب قدر، گسترده‌ترین سفره رحمت و پر نعمت‌ترین مائده‌ی لطف خداست.

شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن چون ابر در آستان آفریدگار غفار است.

در شب قدر، روبه‌روی آیینه محاسبه می‌نشینیم و چهره‌ی جان را بی‌غبار می‌بینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت شستشو می‌دهیم.

شب قدر فرصتی است تا چهره دل را با آب توبه بشوییم و پاک‌تر گردیم و به فطرت بی‌عیب خویش برگردیم.

رمضان، موعود عروج است و شب قدر، میعاد بیداران و معراج شب زنده‌داران.

شب قدر، شب احیاء خویش با دم مسیحایی دعاست.

شب قدر، برای آن است که قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم‌زنی، قدرت اراده و انتخاب را بیازمایی و خویشتن جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.

حیف است اگر در شب قدر، قدر خود را نشناسیم!

 

و بیاییم در خلوت بیداران شب زنده‌دار، دستی به دعا و چشمی به امید، به سوی خدای غفار برداریم و در شب‌های قدر و در نای نیاز، نجوای عارفانه سر‌دهیم و در لحظات ناب دعا و نیایش، در صدر خواسته‌هایمان از درگاه الهی، ظهور آن حاضری را بخواهیم که هر دم انبیاء و اولیاء‌ الهی و همه موجودات این عالم خواستار تعجیل در ظهورش هستند:

 

«اللهم عجل لولیک الفرج»

 

]]>