تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب بهمن 1389
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

از صفر تا بیست! - دوم

اگر کسی را دوست داشته باشید و بدانید که او نیز به شما بسیار علاقمند است، آنقدر که از بیماری شما بیمار می‌شود و از خوشحالی شما خوشحال، چه می‌کنید؟

تنها به زبان این دوستی را ابراز می‌کنید؟

یا در عمل، محبت خود را به او نشان می‌دهید؟

پیوسته در پی جلب رضایت او هستید، به مناسبت‌های مختلف برای او هدیه می‌برید؛ لباسی را می‌پوشید که او دوست دارد، از عطری استفاده می‌کنید که او می‌پسندد و...

کدامیک؟

ادامه دارد...

آغاز آگاهی

به هنگام در آمدن اسیران به دمشق، پیرمردی شامی در برابر علی بن الحسین علیهما السلام ایستاد و گفت: حمد و سپاس خدایی را که شما را کشت و نابود ساخت و مردمان را از شرتان آسوده کرد و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروز گردانید!

علی بن الحسین علیه السلام خاموش ماند تا مرد شامی آن‌چه در دل داشت بیرون ریخت. سپس از او پرسید: آیا قرآن خوانده‌ای؟

پیرمرد پاسخ داد: آری.

امام علیه السلام فرمود: این آیه را می‌شناسی؟ «بگو بر رسالت خود مزدی نمی‌خواهم جز دوستی نزدیکانم...»[1]

پیرمرد شامی گفت: آری خوانده‌ام.

امام علیه السلام فرمود: ای شیخ! خویشاوندان نزدیک پیامبر ماییم. سپس فرمودند: این آیه را تلاوت نموده‌ای؟ «ای پیامبر حق خویشاوندان را ادا کن...»[2]

پیرمرد گفت: خوانده‌ام. امام علیه السلام فرمود: منظور از این آیه ما هستیم.

باز امام پرسیدند: این آیه را خوانده‌ای؟ «ای مومنان آگاه باشید که به راستی هر آن چه غنیمت و بهره از چیزی نصیبتان می‌شود، همانا یک پنجم آن به خدا و رسولش و خویشاوندان نزدیک آن حضرت تعلق دارد.[3]

پیرمرد پاسخ داد: آری خوانده‌ام. امام فرمودند: منظور از این خویشاوندان ما هستیم.

سپس فرمودند: آیا این آیه را نیز خوانده‌ای که کی می فرماید: «...هر آینه خداوند مى‏خواهد پلیدى و گناه را فقط از شما اهل بیت دور كند و كاملاً شما را پاك و طاهر سازد.»[4]

شیخ گفت: خوانده‌ام. امام فرمود: اهل بیتی که خداوند آنان را به آیه‌ی تطهیر ویژه گردنیده است، ما هستیم.

پیرمرد دانست آن‌چه درباره این اسیران شنیده، درست نیست؛ آنان خارجی نیستند؛ بلکه فرزندان پیغمبرند. لذا از آن‌چه گفته بود، پشیمان شد و گفت: آیا راه توبه ای برای من مانده است؟ امام علیه السلام مشفقانه فرمود: آری اگر توبه کنی خداوند توبه ات را می پذیرد و در آن صورت با ما خواهی بود. پیرمرد مشفقانه گفت:«خدایا من از بغضی که از اینان در دل داشتم به درگاه تو، توبه می‌کنم. من از دشمنان محمد و آل محمد علیهم السلام بیزارم.»[5]

از آن سو، ماجرای ملاقات و گفت و گوی پیرمرد با امام سجاد علیه السلام به یزید رسید و او را آشفته ساخت و دستور داد تا آن پیرمرد سعادتمند و جوان مرد را ناجوانمردانه بکشند و چنان کردند.[6]

                               برگرفته از کتاب «از عاشورا تا ظهور» نوشته دکتر نادر فضلی (با اندکی تصرف)

 

مجموعه مقالات جمع‌آوری شده ویژه اربعین حسینی

(بر اساس مطالب سایت‌‌ رشد)

 

 

آفتاب مهر، فرارسیدن اربعین شهادت پنجمین اهل کساء، سید الشهدا،

روشنگر راه هدایت و احیاگر دین و رسالت، تجسم پاکبازی و اسوه از خود گذشتگی،

شهید راه احیای دین و کشته راه حق مبین،

حضرت امام حسین بن علی علیهما السلام،

و یاران با وفایش

وگاه تجدید عهد با سالار شهیدان و هنگامه نجوای زیارت با امام عاشقان

را به تمامی آزادگان، تسلیت عرض می‌نماید.

 


 

[1] . ... قل لا اسئلکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی ...(سوره شوری، آیه 23)

[2] . و آت ذا القربی حقه ... (سوره اسراء، آیه 26)

[3] . واعلموا انما غنمتم من شی ء فان لله خمسه و الرسول و لذی القربی (سوره انفال، آیه 41)

[4] . ...انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (سوره احزاب، آیه 33)

[5] . مقتل خوارزمی، جلد 2، صفحه 61 - لهوف، صفحه 74.

[6] . بحارالانوار جلد 45 صفحه 229

از صفر تا بیست با سه پرسش ساده! - اول

اگر عزیزی را گم کرده باشید، چه می‌کنید؟

آسوده و بی‌خیال می‌نشینید تا کم کم فراموشش کنید؟

یا برای یافتن او همه تلاش خود را به کار می‌برید.

از این و آن سراغش را می‌گیرید.

شب و روزتان را به جستجوی او می‌گذرانید...

تا آن‌که او را بیابید یا نشانی از او پیدا کنید؟

کدامیک؟

ادامه دارد...

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2