تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب دی 1389
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

قاصدک

قاصدک بابای من گم شده اونو ندیدی

کاش می‌شد می‌رفتی و تو قتلگاه می‌گردیدی

یاکریم بگو چرا بال و پر تو خونیه‌؟

مگه تو کجا بودی شاید که بابام رو دیدی؟

شاپرک نشین رو شونم، شونه‌هام درد می‌کنه

خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی

آی گل لاله که از تو باغ به من ناز می‌کنی

لخته لخته غنچه‌ی لاله‌ی گوشامو دیدی؟

گناهم چی بود حسودِ باغچه گل پریا؟

که رو سوسن تنم پیچک شلاق کشیدی

پروانه یه بوسه من بهت میدم امانتی

بده به بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی

گل بابونه چشمام نمی‌بینه به من بگو

از کجا صدای قرآن بابامو شنیدی؟

 

برگرفته از مجموعه صوتی«یک جرعه عطش»

 

دریافت فایل صوتی این متن

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2