«به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق، برای همیشه، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پا برجا میدارد. تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد صلی الله علیه وآله و سلم ختم شده میدانند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل میباشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده میداند. رابطهای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید، به واسطه دعوتهای دینی قبل از موسی و دعوت موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم و بعد از حضرت محمد، بواسطه ولایت و جانشینان وی (به عقیده شیعه) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمیتواند او را خرافات شمرده؛ از لیست حقایق حذف نماید. آری تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی، برای همیشه، باقی و پا برجاست یعنی با اعتقاد به امام حی غایب»[1]
کربن، اعتقاد به مهدویت را در تفکر شیعه، عامل حیات و پویایی جوامع شیعی میدانست. وی در آثار خویش، خود را معنوی میدانست و در بحث از تشیع بزرگان عرفان همچون اسفراینی، علاءالدوله سمنانی و غیره، با تعقیب و اعتقاد راسخ آنان را شیعه میدانست. درباره تشیع خود کربن، از علامه طباطبایی چنین نقل شده است: در تهران جلسه داشتم با مهمان بزرگواری به نام «هانری کربن» که فرانسوی، مسلمان و امامیه بود. از زبان مترجمش اظهار داشت که مسلمانم و شیعه اثنی عشری هستم و به سرّ امامیه اعتقاد دارم. پرسیدم؛ آیا تبار و دودمان آقا در پاریس از طایفهی امامیهاند؟ در جوابم گفت: خیر من با مطالعه کتب ادیان و مذاهب و ملل و نحل و تحقیقات شخصی خودم به دین اسلام رسیدم و مسلمان شدم و از اسلام به امامیه و مذهب جعفری که حتی به سرّ امامیه هم معترف و معتقدم.
پرسیدم: مرادش از سرّ امامیه چیست؟ در پاسخم گفت: وجود امام زمان، مهدی موعود (عج). به عقیده کربن، مفهوم ولایت در این دوران طولانی انتظار، همان هدایت ارشادی امام است که «اسرار» اصول عقاید را میآموزد. این مفهوم از سویی، شامل مفهوم معرفت است و از سوی دیگر، واجد معنای محبت؛ یعنی معرفتی که فی نفسه متمرکز و نیرومند است.
کربن در بخشی از کتاب تاریخ فلسفه اسلامی ضمن نقل روایتی مشهور از پیامبر اکرم (ص) که میگوید:
«اگر تنها یک روز به پایان جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی خواهد کرد تا مردی از ذرّیه من که نامش نام من و کنیهاش کنیه من خواهد بود، ظهور کند. او زمین را از هماهنگی و عدل پر خواهد ساخت چنان که تا آن هنگام از خشونت وجور پرشده است.» به تفسیر این روایت پرداخته و مینویسد: روزی که چنین طولانی خواهد شد، زمان غیبت است و این حدیث صریح طنین خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمیر شیعه منعکس ساخته است.
کربن پس از اذعان به این نکته که امامان همه نور و حقیقت واحدی هستند که در دوازده شخص متمثل شدهاند، مینویسد:
وقتی نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگیریم، میبینیم مسأله به هیچ روی شبیه به اتحاد اقنومی در طبیعت نیست، امامان، ظهورات و تجلیات الهی هستند، قاموس فنی زبان، کلمات (ظهور و مظهر) را پیوسته به مقابله با عمل آیینه باز میگرداند، پس بدین گونه امامان هم چون ظهورالهی، بی هیچ کم و بیش «اسماءالله » میباشند و به این عنوان از دو مهلکه تشبیه و تعطیل مصونند.[2]
منبع:وبلاگ موعود جهانی
[1] . نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقات با علامه طباطبائی
[2] . هانری، کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله مبشری
نهال عاشورا در عصر ظهور به ثمر مینشیند و یاران وفادار و فداكار امام حسین علیه السلام الگوی حسینى بودن و زینبى ماندن را به منتظران واقعى عرضه میکنند.
جریان امامت و ولایت ائمة اطهار علیهم السلام جداى از یك دیگر نبوده، بلكه متناسب با شرایط و مقتضیات زمان، جلوههاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان گاه در قیام سرخ گاه در نهضت فرهنگى و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آنجا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند (خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا)[1]، هدف واحدی را نیز دنبال مىکنند.
حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم السلام بود که همچون رودخانهاى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مىیابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهى در زمان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانجامد...
لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.
انتظار یعنی اهتزاز بالهای بلند سنجاقک حس.
انتظار یعنی تنفس هوای پاک.
انتظار یعنی به کار اندازی همهی موتورهای حرکت.
انتظار یعنی جمع شمشیر و کتاب.
انتظار یعنی حاصلضرب گل در ایستادن.
انتظار یعنی زنده بودن منهای بیباوری، سستی و تن پروری .
انتظار یعنی تقسیم رایحهی گلها و سبزهها در همه جای گیتی.
انتظار یعنی گسترش فرش ایمان در همهی معابر زندگی.
انتظار یعنی امتداد نگاه صالح بر گامهای مصلح.
انتظار یعنی تمامی قلب را به قائم بخشیدن.
انتظار یعنی قضاوت همهی نیکها و نیکیها در ترازوی عدالت انسانی.
انتظار یعنی شور اندیشهها و شعورِ یافتن ریشهها.
انتظار یعنی باروری، یعنی بالنده شدن، یعنی به ثمر نشستن باورها.
انتظار یعنی پرواز بر بلندای زمان.
انتظار یعنی همگامی با همهی ضعیف نگهداشته شدگان زمین.
انتظار یعنی به دوش کشیدن سلاح و صلاح و پایمردی در راه کسب فلاح.
انتظار یعنی سوزادن هر چه ستم، در چهار سوی دنیا.
انتظار یعنی تطهیر شدن در باران یقین.
انتظار یعنی جاری شدن برای آبیاری بوتههای گیاهان معرفت و عشق.
انتظار یعنی خروشندگی و طغیان علیه هر چه پستی و کژی و پلیدی.
انتظار یعنی فشردن دستهای اتحاد.
انتظار یعنی انتقام گیری از دشمنان گل و ریحان و رهایی.
انتظار یعنی بوسه زدن بر شجاعت و تکیه دادن بر شمشیر.
انتظار یعنی پوییدن و به سر دویدن در راه طلب، در راه رسیدن به معشوق.
انتظار یعنی پیمودن همهی راههایی که به ملکوت منتهی میشود.
انتظار یعنی توانیابی برای زدودن همهی لکههای سیاه از جبین تاریخ و دامان بشر.
انتظار یعنی تلاش و کار در کشور امام زمان(عج).
انتظار یعنی ذخیره سازی نیروی پرواز در بالهای کبوتر دل.
انتظار یعنی هر روز جوانه زدن، هر روز آگاهی، هر روز آمادگی برای دفاع از ساحت خورشید پنهان.
انتظار یعنی...
در قرآن و احادیث مربوط به امام عصر علیه السلام از حضرت عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی علیه السلام یاد شده است که در زمان ظهور آن حضرت، از آسمان فرود میآید و پشت سر آن حضرت قرار میگیرد و در نماز جماعت به ایشان اقتداء کرده و معاونت ایشان را بر عهده دارد.
روشن است به حکم اینکه آیین حضرت عیسی علیه السّلام مربوط به گذشته بوده، وظیفه دارد در این زمان از آیین موجود یعنی آیین اسلام که حضرت مهدی علیه السلام در راه جهانی سازی آن انقلاب میکنند، پیروی کند؛ بنابراین رهبر انقلاب جامعه اسلام، حضرت مهدی علیه السلام است و عیسی بن مریم علیه السّلام، این پیامبر اولوالعزم الهی در رکاب آن حضرت در راه جهانی سازی اسلامی و ارزشهای قرآنی ایشان را یاری مینماید...
مجموعه مقالات جمعآوری شده ویژه ولادت حضرت عیسی علیه السلام
آفتاب مهر، میلاد مسعود
پیامآور توحید و مهربانی، عبد برگزیده پروردگار و پیامبر بزرگ الهی،
نشانه روشن پروردگار و بشارت الهی،
حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام
را بر تمامی موحدین جهان تهنیت عرض مینماید.
لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.
باز هم محرم دیگری از راه رسید و تصویری از بزرگترین مصیبت ممکن، پهنهی جوامع انسانی را سیاه پوش کرده است و چنان آتشی از عشق او در دل ما شعله ور شده است که هیچ آبی تهدیدگر شرارههای آن به سردی و خاموشی نیست.
و اکنون در آستانه دههی سوم ماه محرم، همچنان در غم و عزای سرور و سالار شهیدان کربلا گریانیم و دلخوش به روزی هستیم که فرزند موعودش تکیه بر دیوار کعبه دهد و با صدایی که در تمام عالم شنیده شود بانگ برآرد که :
((الا یا اهل العالم انا القائم المُنتَظَر... الا یا اهل العالم انا صَمصام المُنتقم... الا یا اهل العالم اِنّ جَدّی حُسین قتلوهُ عطشانا... الا یا اهل العالم انّ جدی الحسین طَرحوه عُریانا... الا یا اهل العالم انّ جدی حسین سهقوهُ عُدوانا...))
و از نهان جان خویش آه برمیآوریم و دعا میکنیم که :
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ قَرِّب بُعدَهُ وَ اَنجِر وَعدَهُ وَ اَوفِ عَهدَهُ.
بار الها بر او درود فرست و دوری او را نزدیک کن و وعدهاش را برسان و به عهدش وفا فرما.