
شیعه را باور بر آن است:
همان آتشی که بر در خانهی فاطمه علیها السلام افروختند، در خیمههای امام حسین علیه السلام افکندند.
با همان ریسمانی که به گردن علی علیه السلام انداختند تا برای بیعت ناخواسته ببرندش، امام سجاد علیه السلام را به دربار یزید بردند.
همان تازیانهای که بر بازوی زهرا علیها السلام کوفتند، بر سر و روی خاندان نبوّت در کربلا فرود آمد.
همان زوبین که بر سینهی حمزه نشست، گلوی علیّ اصغر را شکافت.
همان خنجر که جگر حمزه را در احد از سینه درآورد، سر حسین علیه السلام را در کربلا برید.
همان شمشیر که بر فرق علی علیه السلام ضربت زد، دو بازوی عباس علیه السلام را برید.
همان سنگها که در جنگ اُحد پیشانی و دندان پیامبر صلی الله علیه و آله را شکست، بر سر و روی حسین علیه السلام باریدن گرفت.
همانها که در پیکار صِفّین آب را به روی لشکر علی علیه السلام بستند، در کربلا نیز، آب به روی حسین علیه السلام و یارانش بستند.
تمام کینههایی که از شکست بدر و اُحد و حُنَین و خیبر و خندق، از علی علیه السلام به دل داشتند، در عاشورا رخ نمود.
همانها که در سقیفه با خلیفهی اول بیعت کردند، دست بیعت به یزید دادند.
جنایاتی که آن کوردلان کافر در کربلا و پس از آن انجام دادند، زیر آن سایهبان سیاهی پی افکنده شد که برای غصب خلافت علی علیه السلام در آن جا گرد آمده بودند.
آری، یزید یکی از گناهان و بدیهای معاویه بود و معاویه نیز یکی از گناهان خلیفهی دوم و او هم فرزند نامشروع پیوند شوم شیطان و سقیفه و سقیفه هم جلوهگاه اوج دشمنی با اسلام و اهل بیت علیهم السلام و سرآغاز تمامی گمراهیها و مصیبتهایی بود که دامنگیر مسلمانان شد و این لکّهی ننگ جز با ظهور منتقم خون حسین علیه السلام از چهره و دامان مسلمانان پاک نخواهد شد.
برگرفته از کتاب "از عاشورا تا ظهور" نوشتهی دکتر نادر فضلی