مرحوم سید بن الطاوس(ره) در کتاب شریف «اقبال الاعمال» از محمد بن نصر چنین روایت میکند:
از برادرزاده نایب امام عصر(عج) خواستم دعایی را که عمویش محمد بن عثمان در ماه مبارک رمضان میخوانده است به من آموزش دهد. مجلد سرخ رنگی نزد من آورد که از آن ادعیه فراوانی را نسخهبرداری نمودم و از آن جمله بود دعایی به نام دعای افتتاح که آن جناب (به تعلیم امام زمان (عج)) در تمامی شبهای ماه رمضان قرائت مینمودند.
همچنین علامه محمد باقر مجلسی در «زاد المعاد» مینویسد: «امام زمان(عج) آن را برای شیعیان نگاشته است که هر شب ماه رمضان بخوانند، فرشتگان میشنوند و برای خواننده آن استغفار میکنند».
وجه تسمیه این دعا
نام دعا، دعای افتتاح میباشد. زیرا این دعا با حمد و ثنای الهی اینگونه آغاز میگردد: اللهم انی افتتح الثناء بحمدک...
سرفصلها و مضامین این دعا عبارتند از:
ـ درس توحید و اعتقادات.
ـ یادآوری نعمتها و بزرگی خداوند و پذیرش روح عبودیت.
ـ امام شناسی و انس با ائمهی اطهار.
ـ تبیین بینش سیاسی شیعه.
ـ نقش امام زمان در جامعه.
ـ جایگاه انتظار و آینده شناسی.
اما متأسفانه فهمیدن معنای آن، برای بسیاری از ما سخت است و از طرفی ترجمههای واژه به واژهی موجود نیز در فهم مطلب خیلی مؤثر نیست و گاهی انسان را خستهتر میکند... به این خاطر در این مقال سعی شده است مفهوم آن را با عنوان برداشتی آزاد از دعای افتتاح - و نه ترجمهی تحت اللفظی - برای دوستان و جوانان عزیز نگاشته شود تا بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
الهی! تنها با ستایش تو، زبان به مدح و ثنایت باز میکنم، و میدانم که تو از روی لطف، توفیق این کار خوب را عطایم کردهای.
الهی! باور دارم که وقتی پای گذشت و مهربانی در کار باشد، تو مهربانترین بخشندگانی، و در موضع انتقام و مکافات، سختگیرترین منتقمانی، و در جایگاه بزرگی و کبریا، سرآمد قدرتهایی.
الهی! خود اجازهام دادی که تو را بخوانم و نیازهایم را از تو بخواهم، پس بشنو ای خدای شنوا! اینک که ستایشت میکنم، و جوابم بده ای مهربان! که دست نیاز به سویت بلند کردهام، و از لغزشهایم در گذر، ای خدای آمرزنده!
معبود من! چه اندوههای فراوانی بودند که بر من آسانشان ساختی، و چه بسیار غصههایی که از من زدودی، و چه گسترده لغزشهایم که از آنها چشم پوشیدی، و چه رحمت بیکرانی که مرا در آن غوطه ور نمودی، و چه حلقههای گرفتاری که دست و پایم را بسته بود و تو آنها را باز کردی.
سپاس خدایی را که نه همسری گرفته و نه فرزندی دارد، و نه در ملک خویش، شریکی گزیده است، خدایی که درماندگی در کارش نیست تا یار و سرپرستی داشته باشد.
او را به خاطر نعمتهایش، سپاس، و با تمام آنچه شایستهی مدح اوست، سپاس.
سپاس خدایی را که نه در حکومتش، رقیب و مخالفی وجود دارد، و نه در اجرای فرمانش، معارضی، او که نه در آفرینش جهان، شریکی دارد و نه در عظمتش، مشابه و همتایی، او که در مخلوقاتش جلوهگر شده است، و بزرگواریاش از روی کرامت آشکار گشته است، و دستش از سر بخشندگی، همواره گشاده است، خدایی که خزانهاش نقصان نمیپذیرد، و زیادی عطایش، جز بخشندگی و کرم بر او نمیافزاید.
الهی! از تو، تنها گوشهای از لطف فراوانت را درخواست میکنم، نعمتهایی میطلبم که بدان سخت نیازمندم، ولی تو از ازل، از آن بی نیاز بودهای.
نعمتهایی كه برای من بسیار ارزشمند است، و ادای آن، بر تو بسیار راحت و آسان!
خدایا! گذشت تو از گناهان و خطاهایم، و چشمپوشیات از ستمگریام، و پردهپوشیات بر كارهای زشتم، و بردباریات بر بزههای فراوانم كه چه بسا از روی عمد بوده است.
اینها، آری همهی اینها مرا به طمع انداخت كه از درگاهت چیزهایی بخواهم كه هرگز شایستگی آن را ندارم.
چیزهایی که تو از روی مهربانی روزیام كردی و قدرتت را در آن، به من نشان دادی و مرا با اجابت و پاسخ به آنها آشنا كردی.
الهی! من، شروع كردم و با قلبی مطمئن و آرام، تو را خواندم و تنها از روی انس و علاقه، و نه از روی ترس، حاجاتم را از تو خواستم و تازه برایت ناز كردم كه روی به سوی تو آوردهام! جوری كه حتی وقتی خواستهام دیرتر اجابت میشد، از روی جهل، تو را ملامت میكردم، غافل از آنكه شاید دیر برآورده شدن خواستههایم برایم بهتر باشد، چه آنكه تو بر عاقبت هر چیز دانائی.
خدایا! هرگز مولایی كریم ندیدم كه صبورتر و بردبارتر از تو بر بندهی پستی چون من باشد.
الهی! رفتار من با تو، چنان است که انگار بر گردنت حق نعمت دارم. تو مرا صدا میزنی و من از تو روی میگردانم، تو بر من، مهر میورزی و من با تو نامهربانی میكنم، تو با من، طرح دوستی میریزی و من رد میكنم، اما این رفتار ناشایست، تو را از رحمت و لطف به من باز نمیدارد و مانع تقضل و عطایت نمیشود.
الهی! بندهی نادانت را ببخش و با همان فضل و احسان همیشگیات او را دریاب، كه تو بخشندهای و كریم.
سپاس خدایی را كه همهی وجود، از آن اوست
او كه كشتیها تنها به خواست او، و بادها تنها تحت ارادهی او حركت میكنند. او كه دل شب را میشكافد تا صبح پدید آید. او كه حاكم روز جزاست، او كه پروردگار عالمیان است.
سپاس خدای را به خاطر بردباریاش، با اینكه همه چیز را میداند.
سپاس خدای را به خاطر عفو و گذشتش، با این كه قدرت مطلق است.
سپاس خدای را به خاطر صبر و بردباری فراوانش، حتی در مقام خشم.
خدایی كه بر انجام هر چه بخواهد توانمند است.
سپاس خدایی را كه آفریدگار همهی موجودات است
او كه روزی را بر مخلوقاتش تقسیم میكند.
او كه صاحب جلال و بزرگواری است و دارای فضل و نعمت. او كه آن قدر دور است كه دیده نمیشود و آنقدر نزدیك است كه راز بندگانش را نیز میبیند و میداند.
سپاس خدایی را كه نه هماوردی دارد همتای خود، و نه شبیهی هم وزن و نه پشتیبانی كه یاورش باشد.
او كه با عزتش همهی توانگران را مغلوب كرده است.
او كه همه بزرگان، در مقابل عظمتش به خاك نشستهاند. او كه با قدرتش به آنچه بخواهد دسترسی دارد.
سپاس خدایی را كه هرگاه، صدایش میزنم جوابم میدهد. و با اینكه نافرمانیاش میكنم، عیبهایم را میپوشاند. او كه نعمتهای بسیاری بر من میبخشد، و من محبتش را جبران نمیكنم. چه بسیارند مواهب گوارایی كه او بر من بخشید و چه فراوان است غائلههای وحشتناكی را كه از من دور گردانید.
و چه گستردهاند شادیهای شگفت انگیزی كه بر من ارزانی داشت.
پس جا دارد كه او را به نیکی، ستایش كنم و همواره به پاكیاش یاد كنم.
سپاس خدایی را كه پردههایش هرگز دریده نمیشود، و در خانهاش بسته نمیگردد و سائلی از درش رانده نمیشود و كسی كه بدو امید بسته است هرگز ناامید برنمیگردد.
سپاس خدایی را كه هراسناكان را ایمنی میبخشد، و صالحان را نجات میدهد. ضعیفان را دست میگیرد و مستكبران را خوار میسازد. او كه فرمانروایان را هلاك میكند و کسان دیگری به جایشان مینشاند. او كه درهم كوبندهی گردنکشان است و نابود كنندهی ظالمان. او که فراریان را در مییابد و ظالمان را به كیفر میرساند. خدایی كه فریادرس دادخواهان است و مرجع حاجتهای نیازمندان و تكیهگاه مؤمنان.
سپاس خدایی را كه از هیبتش، آسمان و ساكنان آن در نالهاند و زمین و سازندگانش (ساکنانش) بر خود میلرزند و دریاها و هر چه در ژرفای آن شناور است، در جوش و خروشاند.
سپاس خدایی را که به این راه (عبادت، اسلام) هدایتمان كرد و اگر او دستمان را نمیگرفت هرگز خود، راه به جایی نمیبردیم
او كه میآفریند و خود، آفریده نشده است.
او كه روزی میبخشد امّا خود، روزی نمیگیرد.
او كه اطعام میكند و خود، طعامی نمیخواهد.
او كه زندگان را میمیراند و مردگان را زنده میكند، ولی خود، زندهای است كه هرگز نمیمیرد.
او كه همهی خیرها، در دست اوست و او بر همه چیز قدرت دارد.
الهی! بر محمد درود فرست، بر او که بندهی توست، و پیامآورت، امانتدارت، برگزیدهات، حبیبات، و انتخاب شدهات از میان همهی خلق، راز دارت، ابلاغ كننده آیینات.
بر او درود فرست! درودی افزونتر، بهتر، زیباتر، كاملتر، خالصتر، فزایندهتر، پاكتر، و بالاخره بیشتر از هر درودی که بر هر کدام از بندگانت و انبیا و رسولان و برگزیدگان خود فرستادی، یا ترحم كردهای و محبت ورزیدهای و سلام فرستادهای.
الهی! بر علی نیز درود فرست!
بر او که امیرمؤمنان است، و جانشین پیامبرت، و بندهات، و دوستات، و برادر رسولات، و حجت تو بر بندگانت، و نشانهی بزرگات.
الهی! بر صدیقهی طاهره، فاطمه، سرور زنان عالم نیز درود فرست.
و همچنین بر دو سبط پیامبر رحمت، و دو پیشوای هدایت، حسن و حسین، سروران جوانان بهشت.
الهی! و درود بفرست بر پیشوایان مسلمانان:
علی بن الحسین، و محمد بن علی، و جعفر بن محمد، و موسی بن جعفر، و علی بن موسی، و محمد بن علی، و علی بن محمد، و حسن بن علی، و امام هدایت، مهدی...
بر اینان كه حجتها و راهنمایان راه تو در میان بندگاناند، و امانتداران تو در در زمین... به طور فراوان و همیشگی درود فرست.
خدایا! بر ولی امر خود، امام حاضر و قائم، مایهی امید، عدل مطلق مورد انتظار، درود بفرست.
الهی! او را به وسیلهی فرشتگان مقربت در میانگیر و روح القدس را همدم او گردان.
الهی! او را دعوت كنندهی به كتاب خویش قرار ده و قیام كنندهی به اقامهی دین خود...
او را مانند پدرانش جانشین خود بر زمین قرار ده.
و دینی را كه برایش پسندیدهای استوار گردان
و ترسش را به ایمنی مبدل ساز تا تنها ترا بپرستد و چیزی شریك تو قرار ندهد.
خدایا! او را عزیز بدار، و وسیلهی عزت ما...
او را یاری کن و موجب یاری ما قرار ده، و پیروزی با عزت نصیبش كن، در كارهایش به راحتی، گشایش ایجاد فرما، و قدرت و سلطنتی پیروزی بخش روزیاش ساز.
الهی! دین خود و آیین پیامبرت را به وسیلهی او آشكار كن...
مباد آنکه به خاطر ترس از بندگانت، چیزی از حق پوشیده ماند.
خدایا ! ما از تو دولتی با كرامت آرزو داریم كه اسلام و مسلمانان را به وسیلهی آن عزیز گردانی و ما را در این دولت، در شمار دعوتگنندگان به اطاعت از خویش، و پیشوایان راه و رسم خود قرار دهی.
دولتی كه به واسطهی آن، به ما كرامت دنیا و آخرت را ارزانی داری.
الهی! تنها آن مقدار از حقیقت را كه به ما شناساندی، بر ما تكلیف كن و با آنچه كه در شناختش کوتاهی داشتیم آشنایمان ساز.
خدایا ! در سایهی حضرتش، پراکندگی ما را جمع کن و آشفتگیمان را اصلاح فرما.
و به وسیلهی او از هم گسیختگیمان را یکپارچه ساز، و کمی تعدادمان را جبران نما، و با او خواری ما را به عزت تغییر ده، و نیازهایمان را به بی نیازی مبدل کن، بدهی ما را ادا فرما، فقرمان را جبران کن، آسیب پذیری ما را پوشش ده، سختیهای ما را به آسانی بگذران، رویمان را سپید گردان، اسیرانمان را آزاد ساز، خواستههای ما را با او برآورده کن، با ظهورش، وعدههایی را که به ما دادهای محقق ساز، به وسیلهی او، دعاها و خواستههای ما را مستجاب کن، ما را به آرزوهای دنیوی و اخروی خویش برسان، و به ما بیش از آنچه خواستهایم و میخواهیم عنایت کن.
ای بهترین سؤال شونده! و ای گشاده دستترین عطا کننده!
به وسیلهی او بیماری دلهامان را شفا بده، و خشم و اندوهمان را از بین ببر، و به حقیقتی که در آن بسیار اختلاف نظر هست رهنمونمان ساز، و بر دشمن خود و ما پیروزمان کن.
الهی! ما به تو شکوه میبریم...
از دست دادن پیامبرمان را، و دور افتادن از سرپرستمان را، و بسیاری دشمنانمان را، و کمبود تعدادمان را، و احاطه شدنمان توسط فتنههای سهمگین را، و گردش روزگار بر علیه خویش را.
خدایا ! بر محمد و آل او درود فرست و ما را بر این مشکلات یاری کن.
با گشایشی سریع از جانب خود!
و بر طرف ساختن رنجها، و سلطنت حقی که آشکار میکنی، و مهری که ما را در بر میگیرد، و لباس عافیتی که ما را میپوشاند.
تو را به مهربانیات سوگندت میدهم که خواستههایم را ادا کنی... ای مهربانترین بخشندگان!
ای خدا مضطر شده سلطان ما
جان به لب شد حضرت جانان ما
بارالها! باش بر حالش گواه
آشکارا ساز ماه افتتاح
در تهیه این متن از مجموعه صوتی «ماه افتتاح» و وبلاگ «لبگزه» الهام گرفته شده است.