یکی از نشانههایی که برای ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله شمرده میشود، طلوع خورشید از سمت مغرب است.
روایات مربوط به این نشانه، بیشتر در منابع اهل سنت آمده و آن چه در کتابهای شیعه وجود دارد، همان مضمون را تکرار کرده است. بخش عمده این احادیث، ذیل آیه 158 سورهی انعام وارد شده و در آنها طلوع خورشید، کنایه یا نشانهای برای برپایی قیامت گرفته شده است. بخش دیگر روایت که مستقل از تفسیر آن آیه ذکر میشود نیز طلوع خورشید از مغرب را نشانه قیامت میداند. در این میان، تنها چند خبر وجود دارد که ظهور مهدی را با این موضوع مرتبط میکند که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
اما روایاتی که در ارتباط با آیه 158 سوره انعام یا در تفسیر واردشده، فراوان است، از جمله:
محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق علیهم السلام روایت کرده است که مقصود از «بعضء
طبق نقل ابن مسکان، امام باقر علیه السلام دربارهی آیه «یوم یأتی بعض ءایت ربک» فرمود: وقتی خورشید از مغرب بیاید، ایمان آوردن در آن روز فایدهای نخواهد داشت.[2]
نزال بن سبره گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام خطبهای خواند و فرمود: پیش از آن که مرا از دست بدهید از من پرسش کنید. صعصعه بن صوحان بلند شد و پرسید: ای امیرمؤمنان! دجال چه زمانی خواهد آمد؟ علی علیه السلام فرمود... برای این موضوع نشانههایی است... وقتی مردم نماز نخوانند و امانت را ضایع کنند و دروغ بگویند... سپس دابه الارض سر بر میآورد و این پس از طلوع خورشید از مغرب خواهد بود. آن هنگام توبه برداشته میشود، یعنی نه توبهای پذیرفته میشود و نه عملی بالا میرود و «هر کس تا آن زمان ایمان نیاورده، ایمان آوردنش سودی ندارد»....[3]
امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر برانگیخت که سه تای آن کشیده است و غلاف نخواهد شد تا جنگ تمام شود و جنگ تمام نمیشود تا آن که خورشید از مغرب طلوع کند. آن گاه که خورشید از مغرب در آید، همه مردم ایمان آوردند و آن روز «هرکس تا آن زمان ایمان نیاورده یا عمل شایستهای نداشته، ایمانش سودی ندارد. »...[4]
رسول خدا فرمود پیش از شش چیز به انجام عمل روی آورید: 1- طلوع خورشید از مغرب؛ 2- دابه؛ 3- دجال؛ 4- دود؛ 5- خویصه یعنی مرگ؛ 6- امر عمومی. [5]
ابوسعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است: مقصود از آیه «روزی که نشانههای پروردگارت آشکار شود، ایمان آوردن بی فایده است» طلوع خورشید از سمت مغرب است.[6]
این روایت و آثاری با همین مضمون، از دیگر صحابه نیز نقل شده و در منابع اهل سنت فراوان است. به طور کلی، از این مجموعه چنین به دست میآید که طلوع خورشید از مغرب، یا علامت واقعی برپایی قیامت است یا کنایه از آن؛ به گونهای که هرگاه سخن از طلوع خورشید از مغرب به میان میآید، برپایی قیامت فهمیده میشود. این که در این روایات تأکید شده «وقتی خورشید از مغرب درآید ایمان آوردن سودی نخواهد داشت» بدان جهت است که این، نشانهی پایان دنیاست و پس از آن، تکلیفی وجود ندارد تا ایمان و عمل مؤثر باشد. شیخ طوسی گوید: «پس از مرگ امامان تکلیف برداشته میشود؛ چون نشانههای قیامت مانند طلوع خورشید از مغرب و خروج دابه و... آشکار خواهد شد. » [7] هم چنین در موارد دیگری زمان طلوع خورشید از مغرب، آخرین فرصت برای توبه بندگان به درگاه خداوند تعیین شده است و در روایات مستقل دیگری چنین آمده است:
ابوهریره از رسول خدا نقل میکند: هرکه پیش از طلوع خورشید از مغرب توبه کند، توبهاش پذیرفته میشود. [8]
ممکن است گفته شود عنوان طلوع خورشید از مغرب، کنایه از ظهور امام عصر است؛ چنان که صعصعه از کلام علی علیه السلام این گونه برداشت کرده است؛[9] اما به فرض صحت این نقل، باید گفت در آن صورت دیگر این موضوع، نشانهی ظهور مهدی نخواهد بود؛ بلکه خود، عنوان و کنایهای برای آن حضرت است و بنابراین، تحول در آفتاب، جزو نشانههای ظهور تلقی نخواهد شد. لیکن این برداشت که از سوی فاطمیان دامن زده شده، از جهاتی محل اشکال است: 1- در روایات دیگری تصریح و حتی قرینهای بر این که منظور از خورشید مغرب وجود مقدس امام دوازدهم باشد وجود ندارد. 2- در روایات متعددی که به برخی از آنها اشاره شد آمده است که با طلوع خورشید از مغرب، توبه و عمل فایده ندارد، در حالی که ظهور امام عصر علیه السلام ابتدای زندگی واقعی است و معنا ندارد تکلیف برداشته شود و توبه و عمل صالح پذیرفته نشود. 3- در روایات زیادی تصریح شده که طلوع خورشید مغربی نشانه قیامت است. 4- در برخی احادیث، طلوع خورشید از مغرب و ظهور مهدی قائم علیه السلام در کنار هم قرار گرفته اند که نشان میدهد دو موضوع ارتباطی به یک دیگر ندارند بلکه هر دو، نشانه برای مطلب دیگری به شمار میروند.
ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا آمدن سفیانی حتمی است؟ فرمود: آری، ندا هم حتمی است، طلوع خورشید از مغرب هم حتمی است... قیام مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله هم حتمی است.[10]
ابوطفیل عامر بن واثله از حذیفه بن اسید (در روایت دیگر از ابوسریحه) نقل کرده است: گروهی در حال گفت وگو بودیم که رسول خدا بر ما وارد شد و فرمود: از چه سخن میگویید؟ گفتیم: درباره قیامت. فرمود: قیامت بر پا نمیشود، مگر ده نشانه را ببینید: دود، دجال، دابه، طلوع خورشید از مغرب، فرود آمدن عیسی علیه السلام، یأجوج و مأجوج، فرو رفتن زمین در مشرق، و در مغرب، و در جزیره العرب، آتشی که مردم را به محشر بکشاند.[11]
همین خبر به گونهای دیگر در منابع شیعه آمده است:
ابوطفیل از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکند که رسول خدا فرمود: ده چیز پیش از قیامت حتمی است: سفیانی، دجال، دود، قیام مهدی علیه السلام، طلوع خورشید از مغرب، فرود آمدن عیسی علیه السلام فرو رفتن زمین در مشرق، (و در مغرب)، و در جزیره العرب، آتشی که مردم را به محشر بکشاند.[12]
پی نوشت ها:
.[1] «عن زراره و حمران و محمد بن مسلم عن ابی جعفر و ابی عبدالله علیهما السلام فی قوله «یوم یأتی بعض ءایت ربک لا ینفع نفسا ایمانها» قال طلوع الشمس من المغرب و خروج الدابه و الدخان و الرجل یکون مصرا و لم یعمل عمل الایمان ثم تجیء الآیات فلاینفعه ایمانه» (تفسیر العیاشی، ج 2، ص 128 و علامه طباطبایی، المیزان، ج 7، ص 404).
.[2] ابراهیم بن هاشم عن صفوان عن ابن مسکان عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله «یوم یأتی بعض ءایت ربک»... قال اذا طلعت الشمس من مغربها فکل من آمن فی ذلک الیوم لاینفعه ایمانه. (المیزان، ج 7، ص 404 به نقل از: تفسیر قمی).
.[3] عن الضحاک بن مزاحم عن النزال بن سبره خطبنا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام... ثم قال سلونی ایها الناس قبل ان تفقدونی - ثلاثا - فقام الیه صعصعه بن صوحان فقال یا امیرالمؤمنین علیه السلام متی یخرج الدجال؟ فقال له علی علیه السلام... احفظ فان علامه ذلک اذا مات الناس الصلاه و اضاعوا الأمانه و استحلوا الکذب... ثم ترفع الدابه رأسها فیراها من بین الخافقین باذن الله جل جلاله و ذلک بعد طلوع الشمس من مغربها فعند ذلک ترفع التوبه فلا توبه تقبل و لا عمل یرفع و «لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن ءامنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا» (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 552 و 554). بخش اول این روایات در منابع اهل سنت هم آمده است (ر. ک: عثمان بن سعید دانی، السنن الوارده فی الفتن (سنن دانی)، ص 145).
[5]. «عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه و اله قال بادروا بالاعمال ستا:الدجال و الدخان و دابه الارض و طلوع الشمس من مغربها و امر العامه و خویصه احدکم» (صحیح مسلم، ج 2، ص 690 و معجم احادیث المهدی، ج 2، ص205 به نقل از: مسند احمد و دیگران).
[6]. «وکیع عن ابی لیلی عن عطیه العوفی عن ابی سعید الخدری عن النبی صلی الله علیه و اله فی قوله یوم یأتی بعض ءایت ربک لا ینفع نفسا ایمانها قال: طلوع الشمس من مغربها» (مسند احمد، ج 3، ص 98 و 31؛ شیخ طوسی، التبیان، ج 1، ص 171 و مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه 158 سوره انعام).
.[7] شیخ طوسی، همان، ج 5، ص 49.
[8].«عن ابن سیرین عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه و اله: من تاب قبل ان تطلع الشمس من مغربها تاب الله علیه» (خالد بن ناصر غامدی، اشراط الساعه فی مسند احمد و زوائد الصحیحین، ج 2، ص 629 و 630). در این کتاب چند روایت مشابه از مسند احمد و دیگر منابع روایی بدین مضمون آمده است.
[9]. نزال بن سبره از صعصعه می پرسد: مقصود امیرالمؤمنین علیه السلام چیست؟ صعصعه میگوید: ای ابن سبره! کسی که عیسی بن مریم علیه السلام. پشت سرش نماز می خواند دوازدهمین عترت و نهمین فرزند حسین بن علی علیهما السلام است و همو خورشید طلوع کننده از مغرب است که نزد رکن و مقام ظاهر می شد و زمین را پاک می کند» (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 554).
.[10] «الفضل بن شاذان عمن رواه عن ابی حمزه قال قلت لابی جعفر علیه السلام: خروج السفیانی من المحتوم؟ قال نعم و النداء من المحتوم و طلوع الشمس من مغربها محتوم و اختلاف بنی العباس فی الدوله محتوم و قتل النفس الزکیه محتوم و خروج القائم من آل محمد صلی الله علیه و اله محتوم... » (شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 371 و شیخ طوسی، الغیبه، ص 435).
[11]. «عن ابی الطفیل عن حذیقه بن السید: اطلع النبی علینا و نحن نتذاکر الساعه فقال ما تذاکرون قالوا نذکر الساعه، فقال انها لن تقوم حتی ترون عشر آیات: الدخان و الدجال و الدابه و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسی بن مریم و یأجوج و مأجوج و ثلاث خوف: خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیره العرب و آخر ذلک نار تخرج من الیمن (قعره عدن) تطرد الناس الی محشرهم» (مسند احمد، ج 4، ص 6 و 7؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 666 و 667 و لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 551 به نقل از: سنن ابن ماجه).
[12]. «ابن فضال عن حماد عن الحسین بن المختار عن ابی نصر عن عامر بن واثله عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال رسول الله صلی الله علیه و اله عشر قبل الساعه لابد منها: السفیانی و الدجال و الدخان و الدابه و خروج القائم و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسی علیهالسلام و خسف بالمشرق و خسف بجزیره العرب و نار تخرج من قعرعدن تسوق الناس الی المحشر» (شیخ طوسی، الغیبه، ص 436).