سلام بر تو ای حسین!
ای وارث آدم!
ای بازماندهی ابراهیم خلیل!
ای روح عیسی!
و ای نوادهی محمد!
درود بر تو ای سرو باغستان علی و فاطمه! ای بخون خفتهای که سیرهی مرگ را از پدر به میراث بردهای! ای ولی خداوند بر پهنهی زمین! سوگند به کهکشانها و قسم به مهر و ماه و ستارگان، که در تمامی عمر، طریق قبله را نمایاندی! و آدمیان را از فرو افتادن در دهلیز زشتیها بازداشتی!
ای حبیب من و محبوب پروردگار من! به خدا قسم که صدای نحیف من را میشنوی و پاسخم را باز میگردانی! اما این گوشهای ناشنوای من سالهاست که آوای غیب را نشنیده است. ای مولای من و فرزند مولای من! مشتاقی و مهجوری دیگر شکیباییم را به پایان برده است!...
حسین من! اگر گوشهایم صدایت را نشنید، اگر تاریکخانهی چشمانم به نور رخسارهات روشنی نیافت، اگر دستان ترک خوردهام، دستهایت را نگرفت، تنها با من عهدی ببند و میثاقی بدار:
که در هنگامهی رستاخیز، آنگاه که آدمیان همگی، اسیر کویر بی انتهای غربتند، مرا به باغستان سبز آشناییت بپذیری و در وحشت محشر، بی کس و تنها رهایم نسازی...
برگرفته از کتاب«آه از غروب فراق» نوشتهی سعید مقدس
آفتاب مهر فرارسیدن 20 صفر،
اربعین حسینی
گاه تجدید عهد با سالار شهیدان و هنگامه نجوای زیارت با امام عاشقان
را تسلیت عرض مینماید.