ز جور شامیان و سنگ کوفی
چرا ای ماه زینب در خسوفی
الا ای ماه زیر ابر زینب
دگر اینجا سرآمد صبر زینب
برای بوسه بر روی حبیبم
شده سنگ زن کوفی رقیبم
ببینم مرگ خود را در اسارت
نبینم با سرت گردد جسارت
ز روی نیزه کن بر من تو سایه
بخوان قرآن برایم آیه آیه
ندیده هیچ کس با این حلاوت
بریده سر کند قرآن تلاوت
ز نام کوفه زین پس ننگ بادت
که جای گُل به مهمان سنگ بادت