تبلیغات
آفتاب مهر - شمیم رحمت - بخش اول
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ وَاغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُكَ یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ

شمیم رحمت - بخش اول

در نقد و بررسی روایات خشونت و کشتار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

اشاره

این مقاله بخشی از کتاب شمیم رحمت تألیف آیت الله شیرازی است و در سه قسمت تقدیم دوستان می گردد.

ایشان برخی از روایات کشتار دولت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را طرح و از نظر سند و دلالت قابل خدشه می‌داند و در برابر آن‌ها احادیث صحیح و معتبری که روش حکومتی حضرت مهدی (عج) را بر پایه رفق و مدار می‌دانند، یاد آور می‌شود.

روش امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در تشکیل حکومت

متأسفانه، ذهنیت رایج مسلمانان آن است که امام مهدی (عج) با چهره ای خشن ظهور می‌کند و با تکیه بر شمشیر و قتل و کشتار مخالفان خود، موفق به برپایی حکومت و کسب قدرت می‌شود. این ذهنیت در روایاتی ریشه دارد که در این باره موجود است و در کتاب‌ها و بر روی منبرها برای مردم بازگو می‌گردد. برپایه‌ی پاره‌ای از این روایات، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) به هنگام ظهور، چنان با خشونت و درشتی با مردم رفتار می‌کند که بیش‌تر آنان آرزو می‌کنند که کاش هرگز او را نبینند، عده‌ی زیادی از آنان نیز در نسب او به تردید می‌افتند و او را از آل محمد (علیهم السلام) نمی‌دانند...

 

روایات دروغین و محمدبن علی الکوفی

تعداد این روایات به بیش از پنجاه مورد می‌رسد. از این تعداد، سند نزدیک به سی مورد از آن‌ها به شخصی به نام محمدبن علی الکوفی می‌رسد که فردی بدنام و دروغ‌گو است و تمام علمای رجال بر بی اعتباری روایات او حکم کرده‌اند. این شخص، در زمان امام حسن عسگری (علیه السلام) می‌زیسته و از معاصران جناب فضل بن شاذان بوده است.

فضل بن شاذان از اعاظم روات و بزرگان شیعه است که هیچ شکی در جلالت و قدر و منزلت وی وجود ندارد، تا جایی که امام عسکری (علیه السلام) در مدح و توصیف او می‌فرماید:

انی أغلط اهل الخراسان لمکان الفضل.

به خاطر آن که فضل، خراسانی است، من آرزو داشتم که از اهل خراسان می‌بودم.

حال، فضل بن شاذان در وصف محمد بن علی کوفی می‌گوید: «رجل کذاب؛ مردی بسیار دروغ‌گوست».

و در جایی دیگر اظهار داشته است:

«کدت أقنت علیه؛ نزدیک بود در قنوت نماز لعن و نفرینش کنم».

اکنون به چند نمونه از این دست روایات اشاره می‌کنیم:

روایت نخست: روایتی است که بیش از یک صفحه از بحارالانوار را به خود اختصاص داده است، در این روایت آمده است:

حضرت مهدی(علیه السلام) پس از ظهور، عده‌ای از مسلمانان را مورد تعقیب قرار می‌دهد، آنان نیز فرار کرده به نصارای روم پنهاه می‌برند. نصارا به آنان می‌گویند اگر می‌خواهید به شما پناه دهیم، باید صلیب برگردن بیاویزید و مسیحی شوید. این گروه نیز از ترس امام زمان مسیحی می‌شوند. حضرت این مسلمان‌های فراری را از چنگ نصرانی‌ها بیرون می آورد، مردان آن‌ها را می کشد و شکم زنان باردار آن‌ها را پاره می‌کند؛ «فیقتل الرجال و یبقر بطون الحبالی».

باید دانست که امام زمان(علیه السلام)، دارای مقام امامت است و بهتر از هر کسی احکام اسلام را می‌داند.

در دین اسلام اگر زن بارداری مرتکب جنایتی گردد و حد بر او واجب شود، به عنوان مثال اگر زنا دهد و چهار شاهد عادل بر زنا دادن او شهادت دهند و بنا شد که او را حد بزنند، مادامی که این زن باردار است جاری کردن حد بر او حرام است؛ باید صبر کنند تا فارغ شود و بعد حد را بر او جاری سازند. با این همه، آیا حضرت ولی عصر(عج) شکم زن باردار را پاره می‌کنند؟! آیا این روایت جعل و دروغ نیست؟

روایت دوم: در بحارالانوار(1)، از کتاب غیبة نعمانی به این سند ذکر شده:

عن علی بن الحسین (علیه السلام) عن محمد العطار عن محمدبن الحسن الرازی (مجهول الهویه) عن محمدبن علی الکوفی عین البزنطی عن ابن بکیر عن ابیه عن زراره عن ابی جعفر (علیه السلام): «أیسیر (الحجة) بسیرة النبی (صلی الله علیه واله)؟» فقال: هیهات أن رسول الله سار فی امته باللین و الغائب یسیر بالقتل.

آیا امام مهدی (علیه السلام) بر طبق روش رسول خدا(صلی الله علیه واله) عمل خواهد کرد؟ فرمود: هرگز، رسول خدا (صلی الله علیه واله) با نرمی با امتش رفتار کرد، درصورتی که امام مهدی(علیه السلام) از روش قتل و کشتار استفاده خواهد کرد.

این روایت علاوه بر آن که ضعف سند دارد با روایات صحیحه ی که درباره ی شباهت رفتار امام عصر(علیه السلام) با رفتار پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) وجود دارد و بعداً ذکر خواهد شد در تعارض است.

روایت سوم:(2) باز با همان سند قبلی است: «عن محمدبن علی الکوفی عن الکوفی عن البزنطی عن العلاء». در این سند مغیرة بن سعید نیز آمده که حضرت صادق(علیه السلام) در مورد او فرموده است:

لعن الله المغیرة بن سعید أنه دس فی أحادیث أبی کثیرا.

خدا لعنت کند مغیرة بن سعید را همانا که او در روایات پدرم بسیار دست می برد (آن‌ها را تغییر می‌داد).

در این روایت همانند روایات قبلی، باز مسئله کشتار مطرح شده است. و این سخن را به امام نسبت می‌دهند که: سمعت أبا جعفر (علیه السلام) یقول:

لو یعلم الناس ما یصنع الغائب اذا خرج لأحب أکثرهم أن لایروه مما یقتل الناس.

اگر مردم می‌دانستند مهدی(علیه السلام)پس از ظهور چه می‌کند بیش‌تر آن‌ها دوست نداشتند او را ملاقات کنند به دلیل کشتار مردم توسط او.

چنین سخنی از طرف یک آدم دروغ‌گو به امام معصوم نسبت داده شده و به هیچ وجه قابل پذیرش نیست؛ چرا که انسان عاقل اگر سخن انسان دروغ‌گو را مبنی بر شراب خواری فلان مؤمن بشنود باور نخواهد کرد و به خود اجازه نقل این سخن را نخواهد داد چه برسد در مورد امام معصوم. در دنباله این روایت چنین آمده است که:

یقول کثیر من الناس لیس هذا من آل النبی لوکان لرحم.

آن قدر کشتار می‌کند که مردم می‌گویند، او از آل پیامبر(ص) نیست؛ چرا که اگر از آل پیامبر بود رحیم و مهربان بود و کشتار به راه نمی‌انداخت.

این سخن در مورد کیست؟! آیا در مورد حجاج بن یوسف ثقفی نیز چنین سخنی گفته می‌شود؟!

روایت چهارم: به دنبال همین روایت شماره 114؛ عن محمدبن علی الکوفی عن البزنطی عن عاصم بن حمید الحناف عن أبی بصیر قال أبو جعفر (علیه السلام)

«لیس شأنه الا بالسیف لا یستتیب أحدا؛ سرو کار مهدی جز با شمشیر نیست و توبه‌ی کسی را نمی‌پذیرد».

آیا این شبیه سیره‌ی رسول الله (صلی الله علیه واله) است؟

نکته مهم این است که محمد بن علی کذاب روایات خود را نوعاً به افراد ثقه نسبت می‌داده تا روایاتش صحیح جلوه کند؛ همان طور که در اینجا نام حناف در سلسله سند آمده که او از ثقات است.

روایت پنجم: این بار از ابن محبوب (از اصحاب اجماع) عن البطائنی عن أبی بصیر عن أبی عبدالله (علیه السلام)، می‌گوید: از امام پرسیدم: مهدی کی ظهور می‌کند؟ فقال: ما تستعجلون بخروج الغائب فوالله ما هو الا السیف و الموت تحت ظل السیف.(3)

چرا برای ظهور غایب (امام زمان) عجله می‌کنید، به خدا قسم او فقط با شمشیر سروکار دارد و قتل و کشتار.

روایت ششم: از علی بن ابی حمزه‌ی بطائنی شیخ الواقفیه که قائل به خاتمیت امامت به موسی بن جعفر (علیه السلام) است؛ او می‌گوید ایشان «امام موسی بن جعفر (علیه السلام)» امام غایب است و اصلا قائل به امام دوازدهم نیست. در روایتی از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که پس از دفن این شخص فرمود: نکیر و منکر عمودی از آتش بر او زدند که: «امتلأ قبره نارا الی یوم القیامة» الان حدود هزار و دویست سال است که در قبرش می‌سوزد. به هر حال روایت این است؛ عن ابن أبی بطائنی عن أبیه عن أبی بصیر عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:

اذا خرج الغائب لم یکن بینه و بین العرب و قریش الا السیف ما یأخذ منها الا السیف.(4)

چون آن غایب بیاید، میان او و قریش شمشیر حاکم است و بس و از قریش غیر از شمشیر چیزی دریافت نمی‌کند.

این‌ها تنها چند نمونه از روایاتی است که در این زمینه وارد شده است.

صرف نظر از محمدبن علی کوفی، عده‌ای از روایان دیگر این روایات نیز به هیچ وجه مورد اعتبار نبوده و روایاتشان قابل پذیرش نیست.

گذشته از اشکالات سندیت این دسته از روایات، از جهت دلالت نیز ناتمام‌اند و قابل پذیرش نمی‌باشند؛ زیرا مفاد بسیاری از آن‌ها با ضروریات مذهب و شریعت در تعارض است و به هیچ عنوان نمی‌توان آن‌ها را توجیه کرد.

اصولا امام مهدی (علیه السلام) می‌آید که عدالت را بیاورد و بساط جور و جفا و ستم را برچیند. بنابراین، امکان ندارد که بخواهد از راه ظلم به عدل برسد و یا با ایجاد بدعت، سنت جدش حضرت محمد (صلی الله علیه واله) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را زنده کند. سنت رسول خدا (صلی الله علیه واله) آن بود که اجازه نمی‌داد هیچ زن بارداری را حد بزنند و یا قصاصش نمایند، ولی بر اساس آن چه محمدبن علی کوفی نقل کرده است، امام مهدی(علیه السلام) شکم زنان بارداری را که از ترس و برای حفظ جان خود مسیحی شده‌اندپاره می‌کند!!

 

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج52، ح 109، ص 353.

2- همان، ح113، ص 353.

3- الخرایج، ج3، ص 155؛ غیبةالطوسی، ص 459، ذکر طرف من العلامات الکائنة قبل الخروج.

4- شیخ طوسی، الغیبة، ص 459؛ الخرایج، ج3، ص 155.